یس بوک پس از چند سال، خود در گزارشی در ۲۷ اوت ۲۰۱۳ میلادی افشا کرد که اطلاعات کاربرانش را به درخواست دولتهای مختلف، در اختیار این دولتها میگذاشته است که البته بیش از نیمی از درخواستها مربوط به دولت امریکا بوده است.
12 سال پیش، اولین شبکه اجتماعی محبوب (با نام اورکات) در اینترنت آغاز به کار کرد. شبکه اجتماعی با فناوری پیشرفته و محلی برای فعالیت آزاد مردم در جهان و البته محبوب در ایران. ایرانیان پس از برزیل و امریکا، بیشترین استفاده کنندگان از اورکات بودند. اورکات اولین تجربه عمومی ایرانیها از شبکه های اجتماعی بود.
طولی نکشید که به دلایل نه چندان مشخص، اورکات به حاشیه رانده شد. و یک شبکه جدید ظهور کرد: فیس بوک!
اگرچه دلایل اقبال رمزآلود سایت فیس بوک برای عامه مردم جهان در هاله ای از ابهام همیشگی فروباقی مانده است اما راز توفیق مبتنی بر دوپینگ این سایت، هرگز بر خبرگان آی تی در اقصی نقاط جهان پوشیده نیست. معادله ی چند مجهولی اورکات-فیس بوک سالهاست که برای اهالی خبره ی فناوری اطلاعات به وضوح حل شده، در حالی که ذهن عمومی جامعه جهانی سالهاست که عامدانه در هزار توی افسانه های کودکانه فیس بوک مشغول مانده است.
حتی «اورکات بویوک کوکتن»، خالق شبکه اجتماعی اورکات باورش هم نمی شد که شاهکار نرم افزاریش بعنوان اولین و قدرتمندترین سایت و شبکه ی اجتماعی مورداستقبال، در یک رقابت ناسالم و نابرابر امپریالیستی، توسط یک وب پیج ضعیف دانشجویی که بعدها نام "فیس بوک" را یدک کشید، به زمین زده شود. شوک زمین گیر شدن یکباره اورکات قدرتمند توسط فیس بوک نحیف تنها بواسطه همدستی هدفدار رسانه های مسلط غربی با دولت ها و سازمان های جاسوسی اطلاعاتی و فرهنگی محقق شد.
آن روزها هر نرم افزار نویس و برنامه نویس ساده کامپیوتر در هر نقطه از جهان به محض اینکه برای اولین بار به سایت پر از باگ و آماتور فیس بوک وارد می شد از آن همه اغراق و تبلیغ غلوآمیز برای این سایت آماتور در حیرت فرو می ماند و از سویی برای مسکوت ماندن تبلیغ برای اورکات انگشت حیرت به دهان می گزید. شاید برای اولین بار بود که دردنیای تولید نرم افزار، همگان شاهد بالاکشیده شدن ناعادلانه و همدستانه یک سایت به شدت ضعیف می شدند که ارزش نرم افزاری آن چیزی بیش از یک پروژه ی ساده و دست چندمی دانشجویی نبود و حتی به درد ارائه بعنوان پروژه دانشجویی و پایان نامه هم نمی خورد. اما واقعیت چه بود؟ کدامین دستان در سایه بودند که حتی روی بزرگان سینما مثل "دیوید فینچر" سرمایه گذاری عظیم کرده بودند تا وسوسه گرانه اعتبار سالیان هنری خود را به پای ساختن یک فیلم سینمایی پر از نقد و ناقص به اسم "شبکه های اجتماعی" خرج کند تا برای یک وب پیج ساده دانشجویی به اسم فیس بوک افسانه سرایی مهمل و تبلیغ ناجوانمردانه کند؟!
منتقدین بنام سینما مبهوت از آنکه چه وسوسه و پیشنهادی باعث شده تا خالق آثار ارزشمندی همچون "سون"، "گیم"، "باشگاه مشت زنی" و ... متقاعد به تبلیغ رپرتاژ آگهی وار برای یک دانشجوی یهودی روانشناسی (مارک زاکربرگ) و بر سر زبان انداختن سایت آماتور آن در لوای یک اثر سینمایی شود، بودند. چراکه همگان می دانستند یک تکه چوب خشک هم در کارهای فینچر به سرعت مشهور می شود چه رسد به آنکه موضوع یکی از آثار او یک نام ناشناخته ( تا آنروز) باشد : فیس بوک.
روزگاری که مارک زاکربرگ یهودی بعنوان دانشجوی رشته روانشناسی در دانشگاه هاروارد، برای پر رونق تر کردن پارتی های دانشجویی شبانه شان، وب پیج ساده ای به اسم "فیس مِش" Facemash را برای مقایسه تصاویر تحریک آمیز دختران همکلاسی و نمره دادن پسرهای دانشجو به قیافه و اندام همکلاسی های دختر در اینترانت داخلی دانشکده راه اندازی کرد، هیچکس تصورش را هم نمی کرد که خاندان ثروتمند و یهودی "راتچلید" سالهاست، چراغ خاموش، روی این نواده بازیگوش خود سرمایه گذاری عظیمی کرده اند تا با کپی برداری از "اورکات"، از "فیس مش" بی ارزش نواده ی خود، غولی به اسم "فیس بوک" بسازند که در قدم اول خود اورکات را ببلعد و در گام های بعدی خانواده ها را، اخلاق را ، دولت ها را ، حریم های فضای مجازی کشورها را، و آزادی ها را آن هم به اسم آزادی!
فیس بوک، درست برخلاف اورکات، تنها یک شبکه اجتماعی به معنای واقعی و فنی کلمه نبوده و نیست. یک شبکه ارتباطی خنثی، آزاد و بدون جانبداری فرهنگی، سیاسی و.. و صرفا برای ارتباط و دوستی با دیگران.
خانواده راتچیلد و به تبع آن خاندان سلطنتی انگلیس که سالهاست در منجلاب آخرین استعمار فیزیکی خود یعنی فلسطین اشغالی دست و پا می زنند، در آستانه هزاره ی جدید، جایگزین بهتری برای اشغالگری های فیزیکی سرزمین ها بدست آورده اند : اشغال فضای مجازی کشورها به جای اشغال فیزیکی خاک.
تجاوز به حریم فضای مجازی کشورها مدل جدید اشغالگری است. کنترل ذهن مردم و ملت ها از طریق مکانیزم های رایگان مستقر در فضای مجازی باعث شده تا اشغالگران بی درد سر در مرزهای قانونی خویش موفق به چپاول نهانی ملت ها و ملیت ها شوند. جایگزین شدن ثروت ملت ها با معادل مجازی آن راه را برای چپاول بی دردسر ثروتها توسط نسل جدید اشغالگران در کمترین هزینه و بیشترین دامنه محقق کرده است.
فیس بوک گرچه تنهاترین ابزار استعمار نوین در فضای مجازی نیست ولی به جرات گسترده ترین و موثرترین آنها به شمار می آید. با رشد فیس بوک، برای اولین بار مفهوم Big Data (داده های بزرگ)، Data Mining (داده کاوی) و Dirty Data (داده های کثیف) مطرح شد.
بواسطه فیس بوک و شبکه های مسلط همدست، کاربران شبکه های اجتماعی ناخواسته در سرتاسرجهان لحظه به لحظه در حال ریختن سیل مهیبی از اطلاعات خصوصی خویش در اقیانوس مهیب به نام "بیگ دیتا" Big Data (داده های عظیم) هستند و فیس بوک و خواهرخوانده های استعماریش همچون توئیتر مجهز به دانش نوینی بنام "داده کاوی بیگ دیتا" Data Mining در حال تولید اطلاعات جاسوسی قابل تحلیل از این اقیانوس داده و فروش و واگذاری آن به سازمان های جاسوسی دنیا و به زعم خودشان در حال شیرین کردن آب این اقیانوس عظیم هستند ( البته به کام متجاوزان و استعمارگران).
فیس بوک، به عنوان یکی از مهم ترین منابع دست اول جاسوسی و افشای اطلاعات به دولت ها و سازمان های جاسوسی مطرح شد. فیس بوک پس از چند سال، خود در گزارشی در ۲۷ اوت ۲۰۱۳ میلادی افشا کرد که اطلاعات کاربرانش را به درخواست دولتهای مختلف، در اختیار این دولتها میگذاشته است که البته بیش از نیمی از درخواستها مربوط به دولت امریکا بوده است.[i]
فروش نتایج حاصل از داده کاوی بیگ دیتا توسط فیس بوک و همدستانش در قالب بسته های "درتی دیتا" Dirty Data (داده های کثیف)، به دولت های استعماری و سازمان های جاسوسی، معادلات نظامی را خصوصا در مناطق استعماری و جنگ زده نظیر خاورمیانه به نفع متجاوزان تغییر داده است. داده کاوی های ناجوانمردانه، داده های خصوصی ملت های جهان سوم و کشورهای در حال توسعه که متاسفانه با مجوز قانونی شخص ِ "بان کی مون" دبیرکل سازمان ملل متحد در سال 2005 منع نقض حریم خصوصی آن نیز برداشته شد (البته فقط برای کشورهای جهان سوم و کشورهای در حال توسعه!)، باعث تولید داده هایی ناب و مفید برای استعمار خاموش استعمارگران شد. تحلیل هایی رباتیک که استراتژی های نفوذ موثر به اقتصاد و فرهنگ و امنیت این کشورها را بصورت بصری سازی شده در اختیار استعمارگران قرار می دهد.
سازمان های جاسوسی و مغزهای متفکر استعماری جهان، اما منحصر به تیم فیس بوک نماندند و به خرید و به کارگیری دیگر شبکه های اجتماعی سایبری و موبایلی با همین هدف، ادامه دادند. فیس بوک، اقدام به خرید شبکه های اجتماعی موبایلی و گستره دامنه استعمار فکری خود نیز نمود. اینستاگرام و واتساپ به عنوان معروفترین و جذابترین اپلیکیشن های موبایلی را خریداری کرد تا گستره فعالیت استعماری خود را بیشتر و بیشتر کند.
این رسانه ها، بهترین ابزار برای دنیای جدیدی شدند که در آن استعمار فیزیکی قابل عملیاتی شدن نیست، هزینه بر است و دوران آن به پایان رسیده است. برای دنیایی که رسانه، مهم ترین ابزار یکپارچه سازی و استعمار فکری و روانی ملت های مخالف آن است.
[i] http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/08/130827_u08_facebook_user_data.shtml
محمد عبدالهی
انتهای متن/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/30 - 07:00
شماره: 13950429001387
در ارزیابی خسارت در این دعاوی، گاهی با توجه به وقایع و اوضاع و احوال دعوا، لزوم تعدیل و کاهش خسارت پیش می آید.
چکیده
تعیین میزان خسارت وارده به سرمایه گذار، یکی از مهمترین جنبه های رسیدگی های داوری سرمایه گذاری است. در ارزیابی خسارت در این دعاوی، گاهی با توجه به وقایع و اوضاع و احوال دعوا، لزوم تعدیل و کاهش خسارت پیش می آید. این امر می تواند با توجه به تأثیر سایر قواعد حقوق بین الملل در سنجش مسئولیت و ارزیابی خسارت در این دعاوی توجیه شود. با توجه به رویه داوری سرمایه گذاری، رفتار و رویه سرمایه گذار می تواند در جریان فعالیت او در کشور میزبان و نیز پس از نقض تعهد توسط دولت میزبان، در تحدید و تعدیل خسارت از سوی دیوان داوری لحاظ شود. اصولاً تعهدات مندرج در معاهده سرمایه گذاری برای حمایت از سرمایه گذاران است، اما به طور خاص، ممکن است رویه سرمایه گذار در مواردی برای کاهش خسارت ناشی از نقض تعهد رفتار عادلانه و منصفانه لحاظ شود. مشارکت در زیان و عدم ایفای تعهد جلوگیری از گسترش خسارت نیز میتواند تحت عنوان رفتارهای مربوط به پس از نقض تعهد توسط دولت که در کاهش خسارت مؤثر است مطالعه شود. توجه به عوامل تعدیل کنندة خسارت می تواند موجب توسعه قواعد خسارت در داوری های سرمایه گذاری و ارتقای مشروعیت این نظام شود.
نویسندگان:
محمدجعفر قنبری جهرمی: استادیار حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی
منصور وصالی محمود: دانشجوی دکتری حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی
فصلنامه پژوهش حقوق عمومی - دوره 17، شماره 50، بهار 1395.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/30 - 07:30
شماره: 13950429001290
روابط و سیاست بین المللی پدیده ای پویا و درحال دگرگونی است. در کنار پویایی ها، نوعی پیوستگی نیز در تمامی فرودها و فرازهای آن قابل مشاهده می باشد.
چکیده
روابط و سیاست بین المللی پدیده ای پویا و درحال دگرگونی است. در کنار پویایی ها، نوعی پیوستگی نیز در تمامی فرودها و فرازهای آن قابل مشاهده می باشد. با توجه به این زاویه دید، پرسشی به ذهن متبادر می گردد که به لحاظ نظری و عملی برای علاقه مندان به امور سیاست خارجی مخصوصاً در بررسی تحولات غرب آسیا، مهم و جدی است و آن اینکه نسبت مناطق مختلف بطور عام و منطقه غرب آسیا بطور خاص با سیاست بین الملل در دوران پسا جنگ سرد چگونه قابل تجزیه و تحلیل است؟ در پاسخ به این پرسش، «بازشدن مناطق»، «ارتقای موقعیت قدرت های منطقه ای» و «مدیریت نوین چالش های منطقه ای» مفاهیمی سودمند بنظر می رسند. این مفاهیم به مناطق پیرامونی جمهوری اسلامی ایران یعنی غرب آسیا قابل تعمیم می باشند.
نویسنده:
سیدکاظم سجادپور
فصلنامه روابط خارجی - سال هفتم، شماره 28، زمستان 1394.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/30 - 08:00
شماره: 13950429001401
آگاهی آمریکا از حملات شیمیایی عراق علیه ایران و تعهد هر دو کشور، به طور مثال به پروتکل 1925 ژنو موجب می شود تا کمک آمریکا به عراق، مسئولیت این کشور را به دنبال داشته باشد.
چکیده
در دنیای کنونی بین المللی، ارتکاب اعمال متخلفان های که بیش از یک بازیگر در آن نقش دارند افزایش یافته است. از این رو، طرح 2001 کمیسیون حقوق بین الملل در خصوص مسئولیت بین المللی دولت و طرح 2011 این نهاد در خصوص مسئولیت سازمان های بین المللی، به مسئولیت در ارتباط با عمل غیر، که از آن به مسئولیت اشتقاقی یاد شده است، توجه داشته و نیز محاکم بین المللی و در رأس آنها دیوان بین المللی دادگستری به اقتضای قضایای مطروح، آن را تأیید کرده اند. نقش آمریکا در کمک به عراق، طی جنگ علیه ایران، در به کارگیری سلاح های شیمیایی، مجال خوبی برای اعمال مسئولیت اشتقاقی فراهم ساخته است. پرسش اصلی این مقاله آن است که
آیا در پهنه مسئولیت بین المللی دولت، می توان آمریکا را از باب کمک و تجهیز عراق در به کارگیری تسلیحات شیمیایی علیه ایران، مسئول دانست؟ آگاهی آمریکا از حملات شیمیایی عراق علیه ایران و تعهد هر دو کشور، به طور مثال به پروتکل 1925 ژنو موجب می شود تا کمک آمریکا به عراق، مسئولیت این کشور را به دنبال داشته باشد.
نویسندگان:
محمد ستایش پور: دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشگاه تهران
عبداله عابدینی: استادیار حقوق بین الملل دانشگاه تهران
فصلنامه پژوهش حقوق عمومی - دوره 17، شماره 50، بهار 1395.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/30 - 02:47
شماره: 13950429001691
ایشان به صراحت روبه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفتند ازدولت ها برای شعر آبی گرم نمی شود و از آنها خواستند، به جای کارهای پراکنده ای که می کنند، توانشان را صرف حمایت ازمجموعه هایی کنند که به صورت هدفمند و موثر وارد کار شده اند.
نشست سالانه شاعران با مقام معظم رهبری درنیمه ماه رمضان ،اگرچه به تعبیر خود ایشان مراسمی نمادین است برای توجه دادن ذهن جامعه و نظام فرهنگی به اهمیت تاریخی شعر درفرهنگ سازی و انتقال مواریث فرهنگی و نیز امتداد این نقش آفرینی در دوران انقلاب اسلامی و در آینده ای که پیش روی ماست، اما این دیدار و امواج و تبعات مثبت آن ، از شور و حال و موج برانگیزاننده ای که در فضای ادبی کشور در طول سال ایجاد می کند گرفته تا رهنمودهای راهبردی معظم له و مهرو محبت و روشنی و خرد و بینش و دانشی که برخود جلسه حاکم است و…. همه اینها موجب شده که این دیدار خاستگاه حرکتی استراتژیک در شعر انقلاب باشد و بار بسیاری از کم کاری ها و غفلت های نظام فرهنگی در حوزه شعر را به دوش کشد. نظام فرهنگی ما علیرغم تمامی نقد و نظرهایی که در بیش از یک دهه ازسوی جامعه ادبی و فعالان و دلسوزان حوزه شعر، در رابطه با کم کاری و بی برنامگی آن شده است، کماکان ، هیچ برنامه کلان و راهبردی در رابطه باشعر ندارد و اصلا در این نظام جایگاهی برای این هنر و ثروت ملی و خالقان آن که در تعبیر زیبای مقام معظم رهبری«سرمایه کشورند» پیش بینی نشده است،در بیانات سال های پیش مقام معظم رهبری بارها به کنایه اشاراتی به این کم کاری ها شده است اما امسال اشارات مستقیم و صریح ایشان حجت را تمام کرد و جایی برای عذر و طفره باقی نگذاشت.
ایشان به صراحت روبه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کردند و گفتند ازدولت ها برای شعر آبی گرم نمی شود و از آنها خواستند ، به جای کارهای پراکنده ای که می کنند ،توانشان را صرف حمایت ازمجموعه هایی کنند که درکشور به صورت هدفمند و موثر وارد کار شده اند و پرونده خوبی هم دراین سال ها داشته اند و به صراحت از نهاد فعال و تاثیر گذار یعنی «موسسه شهرستان ادب» نام بردند و حتی از آنها خواستند از موازی کاری با این نهاد نیز دست بردارند.
کارنامه درخشان وتاثیرگذارو حرکت اساسی این نهاد در چهار پنج سال اخیر درحوزه شعر از آموزش و جهت دهی گرفته تا ایجاد شور و انگیزه در نسل جوان و ترمیم پیوند میان نسل ها موجب شده امید و گرما به جامعه ادبی انقلاب اسلامی بازگردد. به نظر می رسد وقتی رهبری تا این حد وارد جزییات می شوند و دقیق ترین آدرس ها را می دهند، کار به نقطه حساسی رسیده و دیگر اشاره های غیرمستقیم کارساز نبوده ولازم دیده اند دست از تعارفات معمول بردارند. پس نظام فرهنگی نیز چه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چه حوزه هنری و هرجای دیگری باید به خویش بیاید و پس از این همه آزمون و خطا در حوزه شعراکنون که راه با دقت نشان داده شده است، به آن عمل کند و با همراهی بیشتر به گسترش و عمق بخشی به فعالیت های این دو مرکزی که به صراحت در کلام رهبری به آنها اشاره شده است ، کمک کند.
واما داستان شهرستان ادب، به روایت من:
یکی از سال های اواسط دهه هفتاد است، به احتمال زیاد 76 . جلسه شعر پنجشنبه های حوزه هنری مشهد، شاعری جوان برای اولین بار به جلسه آمده است، خودش را معرفی می کند: علی محمد مودب اهل یکی از روستاهای تربت جام و دانشجوی دانشگاه امام صادق(ع). چهره و نامش برای هیچ یک از گردانندگان جلسه، نه من،نه ساعی، نه کاظمی و نه نظافت آشنا نیست. هیچ کدام هم توقع نداریم شعری فراتر از حد و حدود معمولی از او بشنویم. با این حال با احترامی که عرف جلسه بود از او دعوت می کنم شعری بخواند و اضافه می کنم که برای اولین بار که شاعری درجلسه ما شعر می خواند، می شنویم تا بیشتر با او آشنا شویم و او هم در فضای جلسه قرار گیرد و تا جلسات بعد نقد و نظری نخواهیم داشت. مودب با لحنی صمیمی شروع می کند به خواندن و درهمان اولین بیت میخکوب می شویم:
«نشستهاند هزاران کتاب در قفسه
زبون و ساکت و پر اضطراب در قفسه»
من به کاظمی، نظافت به هر دوی ما و همه به مودب نگاه می کنیم. صدای تحسین جمع فضای جلسه را از شور و شوق لبریز می کند. اینجا جلسه شعر حوزه هنری مشهد است و تا به حال سابقه نداشته شاعری جوان در فضای شعر متعهد خراسان به این مرتبه رسیده باشد وبه نحوی متاثر ازاین جلسه نبوده باشد و ما او را نشناسیم. مودب اولین استثنا بود. حیرت ما هم بیشتر به همین خاطر بود. بعداز آن جلسه پرخاطره بیشتر با شعر و شخصیت مودب آشنا و شیفته روح زلال و با صفا و دل دردمند و وجود آرمانگرایش شدم. مودب جوان بود اما شخصیتی جا افتاده و منشی موقر و به کمال رسیده داشت و خیلی زود شد یکی از جمع مثلا پیشکسوتانی چون کاظمی و نظافت و منوری. توفیق حضور و دیدار مودب درجلسه شعر حوزه هنری مشهد به دلیل اشتغال به تحصیلش در تهران اگرچه گاه گاه اما بسیار تاثیرگذار و ماندگار بود.
بعدها که به تهران آمدم، همان انتظاری را که داشتم و در تقدیر مودب پیش بینی می کردم، محقق یافته دیدم. مودب شده بود مرکز دایره ای که بسیاری از جوانان برومند شعر دوراو و اخلاق کریم و دانش و بینش ژرفش حلقه زده بودند و کانونی از روشنی و خرد را شکل داده بودند. دردمندی و اشتیاق خدمت و روشنگری آنقدر در وجود مودب ریشه داشت که با تمام موانع که معمولا درمسیر حرکت های اصولی فرهنگی ایجاد می شود، در میدان ماند تا بالاخره شعر و ادبیات متعهد برآمده از ارزش های انقلاب اسلامی را به تشکلی رساند…
مصطفی محدثی خراسانی
انتهای متن/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/30 - 02:56
شماره: 13950429001362
شرکتهای فراملی با اتخاذ تدابیری متقلبانه تلاش دارند به ناحق، از مفاد معاهدات دوجانبۀ مالیاتی برای کاستن از مسئولیت مالیاتی خود، سوءاستفاده نمایند.
چکیده
انعقاد معاهدات دوجانبۀ مالیاتی در جهان به عنوان ابزاری برای اجتناب از اخذ مالیات مضاعف که مانعی در مسیر گسترش تجارت بین الملل تلقی می شود، رواج چشمگیری دارد. در متن این به معنای پایگاهی ثابت برای انجام کسب و کارِ موردنظر « مقر دائمی » معاهدات، مفهومی با عنوان شرکتهای مقیم دو کشور متعاهد، گنجانده شده است تا مشمولیت مالیاتی فعالان اقتصادی این دو کشور تبیین شود. تعیین مسألۀ اقامت، جهت تشخیص وضعیت مالیاتی مؤدیان از اهمیت خاصی به معنی مقیم بودن و ،« مقر دائمی » برخوردار است و در معاهدات دوجانبۀ مالیاتی نیز احراز وجود مشمولیت مالیاتی مؤدی مقیم خارج از کشور نسبت به سود قابل تخصیص به این واحد است. اما دیده می شود که شرکتهای فراملی با اتخاذ تدابیری متقلبانه تلاش دارند به ناحق، از مفاد معاهدات دوجانبۀ مالیاتی برای کاستن از مسئولیت مالیاتی خود، سوءاستفاده نمایند. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی برای مواجهه با تدابیر شرکتهای فراملی به منظور گریز و اجتناب مالیاتی، رهنمودها و اصلاحیه هایی منتشر کرده است که کاربست آنها در نظام حقوق مالیاتی ایران نیز در شرکتهای فراملی، مفید واقع خواهد شد.
نویسندگان:
غلام نبی فیضی چکاب: استادیار حقوق تجارت بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی
نعیم نوربخش: دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق تجارت بینالملل، دانشگاه علامه طباطبائی
فصلنامه پژوهش حقوق عمومی - دوره 17، شماره 50، بهار 1395.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
تحولات کشمیر از سوی دیگر به دلیل مشکوک بودن جوانان مسلمان کشمیر به حزب مودی نخست وزیر هند نیز هست. آن ها معتقدند که حزب مودی رابطه خوبی با هندوهای ملی گرا دارد که هیچ تمایلی به شنیدن درخواست های آن ها ندارد.
جمعه 18 تیر، مرگ جوان بیست و یک ساله کشمیری آتش درگیری ها در این دره سر سبز را باردیگر بر افروخت و مسلمانان کشمیری را به خیابان ها کشاند. فردای مرگ برهان وانی و پس از انکه تشییع جنازه او با حضور 70هزار نفر توسط نظامیان هندی به خشونت کشیده شد، تصاویر صورت ها و تن خونین مردم منطقه جامو و کشمیر بر روی شبکه های اجتماعی نقش بست. اما از بد حادثه 43 کشته و بیش از 2000 زخمی کشمیری در میان خبرهای نیس و آنکارا نظر جهانیان را به خود جلب نکرد. حالا دهمین روزیست که کشمیر روی خوش به خود ندیده و مردمی که از سوی هندی ها تروریست خوانده می شوند و از سوی احزاب پاکستانی گزینه ای برای اخذ رای دانسته می شوند، تحت شدید ترین تدابیر امنیتی به خیابان ها می آیند و مورد حمله قرار می گیرند.
به گزارش « خبرآنلاین» جرقه شدیدترین ناآرامی از سال 010 درکشمیر با مرگ «برهان وانی» زده شد. برهان از سال 2010 و بعد از آنکه از سوی هندی ها به شدت کتک خورد، به حزب المجاهدین پیوست و توانست این گروه را که از سال 1989 برای جدایی کشمیر تلاش می کرد، بار دیگر در میان مردم محبوب کند. عمده شهرت او به دلیل استفاده اش از ابزارهای نوین و ارتباطی بود. او با گرفتن تصاویری از خود تلاش می کرد تا تعداد بیشتری از کشمیری ها را با خود همراه کند.این شهرت تا جایی پیشرفت که از او به عنوان رهبرحزب المجاهدین نام می برند. تشییع جنازه برهان وانی بار دیگر کشمیری ها را متحد کرد و به خیابان ها کشاند.
آنها که در اوایل صبح 19 تیر تنها به برگزاری مراسمی باشکوه و آرام قانع بودند، با خشونت افسار گسیخته سربازان هندی خشمگین شدند و شهر دچار چرخه خشونت بی پایان شد. قطعی تلفن ها و اینترنت، منع آمد و شد و بسته شدن روزنامه ها و قطعی طولانی مدت برق در بسیاری از مناطق درگیر، از محدودیت هایی ست که این روزها کشمیری های معترض را با خود درگیر کرده است. البته خشونت ها در روزهای اول یک طرفه نبود و روز یکشنبه گذشته تظاهر کنندگان خشمگین یک ماشین پلیس را به داخل رودخانه هل دادند تا راننده آن در رودخانه غرق شود.
کشمیر دره ای که از دید رسانه ها دور ماند
نخست وزیر هند ، مودی که در هنگام این اتفاقات در افریقا به سر می برد بلافاصله راه هند را در پیش گرفت تا با برگزاری جلساتی اوضاع منطقه را آرام تر کند. او راه حل را در اعزام 2000نیروی نظامی دیگر به دره کشمیر دانست. هندی ها اما در این ده روز سعی کردند مواضع سرسختانه ای را اتخاذ نکنند، محبوبه مفتی سروزیر ایالات جامو و کشمیر روز پنجشنبه به نیروهای انتظامی هندی هشدار داد مأمورانی که با مردم بیگناه برخورد کنند، تنبیه میشوند. از سوی دیگر دبیر کل سازمان ملل باز هم دیر رسید و پس از آنکه خشونت ها در کشمیر وسعت بیشتری یافت و سه روز بعد از 9 جولای و کشته شدن سی نفر تصمیم به ابراز نگرانی گرفت. دفتر نخست وزیر پاکستان نواز شریف هم روز 12 جولای با انتشار بیانیه ای خشونت پلیس هند نسبت به معترضان را تقبیح کرد و همزمان وزارت خارجه این کشور سفیر هند را فراخواند تا اعتراض مقامات کشورش را نسبت به روند پیش آمده در کشمیر به گوش او برساند. پاکستانی ها شاید بیشتر از همه این روزها دغدغه خشونت ها در کشمیر را دارند و اعتراضشان را به سیاست های هند با تظاهرات در خیابان ها به گوش رسانده اند.
کشمیری ها هم نظر مثبتی به سیاست های پاکستان دارند. افنان علیم 19 ساله و ساکن کشمیر در مورد استقبال کشمیری ها از پاکستان میگوید: «ما شیفته ی پاکستانی ها نیستیم اما آنها تنها کسانی هستند که صدای ما را می شنوند و به ما کمک می کنند. برخلاف تصورات ما حتی تصمیم نداریم درآینده بخشی از پاکستان باشیم و خواهان کشمیر مستقلیم. ما لیاقت آزادی و آرامش را داریم. صدای ما در جهان به گوش کسی نمی رسد و ما داریم قصابی می شویم. بایکوت خبری کشمیر در رسانه های جهان هند را مطمئن کرده است.»افنان خشمگین است و می گوید دوستش را که این روزها خبرها را از متن حوادث منتشر می کرده از دست داده و درست نمی داند فردا ممکن است چه فرد دیگری را در جنگ نابرابر از دست بدهد.
این دانشجوی 19 ساله تنها نیست.دیگر کشمیری ها هم مانند افنان در مقابل خشونت نظامیان پرشمار هندی، پاکستان را ترجیح می دهند تا جایی که تعداد زیادی از آنها در روزهای اخیر با پرچم پاکستان به خیابان ها می آیند و این مسئله هندی ها را عصبانی کرده است. از سوی دیگر احزابی چون حزب مردم پاکستان که سردمدار آن بیلاوال بوتو است، از موضوع کشمیر استفاده کرده و از همین حالا آزادی کشمیر را هدف این حزب در صورت حضورش در صحنه سیاست پاکستان دانسته است. با اتفاقات اخیر به نظر نمی آید پاکستان و هند به راحتی موفق به ادامه مذاکرات خود برای صلح در کشمیر شوند. خشونت ها بر کینه همه طرف های درگیر افزوده و در طی سالیان و پس از 3 جنگ خونین، زخم ها هنوز باز هستند.
صلح دور از دسترس
حضور صدها هزارتن نیروی هندی در منطقه کشمیر، مردم مسلمان منطقه را بر آن داشته تا در مقابل نظامی شدن کشمیر دست به مبارزه بزنند. این مبارزات در مواردی مسلحانه بوده و هر دو طرف آنها را به سمت هرچه خشونت آمیز بودن، برده اند. ییشان پیر پسر 22 ساله و عکاس کشمیری که این روزها سعی دارد با اینترنت کم سرعتی که در ساعات محدودی در این منطقه قابل استفاده است عکس ها و صدای مردمش را با جهان به اشتراک بگذارد می گوید: «ما خواهان خشونت نیستیم اما در مقابل دشمنی که اسلحه به دست گرفته و شلیک می کند چه باید بکنیم ؟ مردم ما از خشونت، تجاوز، حکومت نظامی و کنترل شدن دائمی خسته اند و دلشان می خواهد تا با یک رفراندوم از زیر سایه هندی ها بیرون بیایند. اما هند راهی برایشان نگذاشته. به همین خاطر است که مردم با سنگ در مقابله گلوله های واقعی یا ساچمه ای هندی مقاومت می کنند.»
کشمیر کجاست؟
کشمیر میان هند و پاکستان و قربانی سیاستها و اختلافات 70 ساله دو کشوراست. درست از زمانی که پاکستان راه خود را از هند جدا کرد و کشور پاک ها از سوی محمدعلی جناح به ثبت رسید، جنجال ها بر سر ناحیه مسلمان نشین جامو و کشمیر نیز آغاز شد. مشکلات هند و پاکستان در طی سالهای بعد از جدایی بر سر کشمیر هنوز باقی مانده است و این در حالیست که در سال 1948 دو کشور برای سپردن اوضاع به همه پرسی واگذار شد که هیچوقت اتفاق نیافتاد. پاکستان و هند بارها از تصمیمشان برای مذاکرات صلح بر سر کشمیر سخن گفته اند اما به نظر نمی رسد هند چندان تمایلی به این مذاکرات داشته باشد.
آن گونه که «فردا» نوشته است، تحلیلگران معتقدند که دلیل اصلی وجود اعتراضات این چنینی در کشمیر نامتعادل برخورد کردن دولت هند با این منطقه است و تا زمانی که دولت با مردم این منطقه نرمال برخورد نکند شاهد اعتراضات گسترده و شدید خواهد بود.
هم چنین به شهادت رساندن برهان از سوی دولت هند را می توان یکی از اشتباهات راهبردی دولت هند دانست چرا که وی در میان جوانان منطقه کشمیر در یک سال اخیر محبوبیت بسیار فراوانی یافته بود و کشتن وی نه تنها اعتراضات را کم نمی کند بلکه وی را به عنوان رهبر شهید نهضت معرفی کرده و شور انتقام را در این جوانان بیش تر خواهد کرد.
تحولات کشمیر از سوی دیگر به دلیل مشکوک بودن جوانان مسلمان کشمیر به حزب مودی نخست وزیر هند نیز هست. آن ها معتقدند که حزب مودی رابطه خوبی با هندوهای ملی گرا دارد که هیچ تمایلی به شنیدن درخواست های آن ها ندارد.
انتهای متن/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/29 - 12:07
شماره: 13950429000611
روند تغییر سیاست خارجی دولت ترکیه و نزدیکی به ایران و روسیه، پرشتاب تر می گردد. این مهم باعث می شود تا عربستان از جریان تکفیری برای بی ثباتی و نا امنی در ترکیه استفاده کند. کودتا نافرجام شد؛ اما اردوغان و ترکیه باید همچنان تاوان اشتباهات خود را بپردازند.
سیاستهای غلط اردوغان، ترکیه را با بحرانهای انزوای سیاسی، فعال شدن گسلهای قومی_مذهبی و جریانهای سکولار و لائیک مواجه نمود. این مخاطرات، ترکیه را به تجدید نظر در محاسبات و تغییر در سیاست های خود وادار کرد.
حرکت ترکیه به سمت پیچ تغییر
آنکارا برای رهایی از خطر بی ثباتی و تجزیه، با حرکت به سمت پیچ تغییر، بازسازی مناسبات با مسکو، تهران و حتی دمشق را آغاز کرد. این تغییر مسیر، از یک سو عامل چرخش محور اخوانی و تضعیف محور تحجٓر (تکفیری) می شد و از سوی دیگر باعث تقویت ائتلاف چهارگانه و تغییرات راهبردی در منطقه می گردید. از این رو در آستانه رسیدن ترکیه به دور برگردان سیاسی، کودتای آمریکایی، اسرائیلی و سعودی به وقوع پیوست. طراحان و سیاست گذاران کودتا سعی داشتند جریان غربگرا و ضد ایرانی-شیعی گولنیستها را در ترکیه حاکم کنند تا مانع تغییر معادلات در ترکیه و منطقه شوند.
نتیجه
در بُعد داخلی، نگرانی مردم و جریانهای سیاسی از مخاطرات امنیتی و تجزیه این کشور، باعث تحکیم انسجام ملی و تقویت موضع اردوغان و فرصت سازی برای وی شد. ولی با گذر زمان، مشکلات اردوغان در حوزه اقتصادی، سیاسی و امنیتی بیش از پیش میگردد. در بُعد خارجی، چالش در روابط و مناسبات آنکارا-ریاض و تنش فیمابین ترکیه و برخی ازکشورهای غربی قابل تصور است. روند تغییر سیاست خارجی دولت ترکیه و نزدیکی به ایران و روسیه، پرشتاب تر می گردد. این مهم باعث می شود تا عربستان از جریان تکفیری برای بی ثباتی و نا امنی در ترکیه استفاده کند. کودتا نافرجام شد؛ اما اردوغان و ترکیه باید همچنان تاوان اشتباهات خود را بپردازند.
دکتر رضا سراج، عضو هیئت علمی دانشگاه و کارشناس ار شد مسائل راهبردی
انتهای متن/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/29 - 08:00
شماره: 13950428001227
پیامدهای دنیوی و اخروی صورت نمایی با فراوانی پدیده ی صورت نمایی رابطه مستقیم دارد.
چکیده
صورت نمایی(برچسب زنی) پدیده ی اجتماعی فراگیری است که در روابط انسان ها با یکدیگر تأثیر گذار بوده است. این پدیده در جهان اسلام نیز رواج داشت. برای شناسایی عوامل و شرایط زمینه ساز این پدیده و پیامدهای آن و دریافت رهنمود قرآن درباره این پدیده و آشنایی با راهکارهای مقابله با آن از دیدگاه قرآن، آیات این کتاب مقدس بررسی شد.
در این تحقیق با بهره گیری از روش پیشنهادی در نظریه زمینه ای(GT) داده های قرآنی مورد بازکاوی و تحلیل قرار گرفته است. دستاورد این تحقیق پیشنهاد فرضیههای ذیل است: 1ـ تکبر موجب صورت نمایی پیامبران الهی و کتاب های آسمانی است. 2- در شرایط غلبه فرهنگ چند خدایی، ظهور پیامبران و آیین جدید زمینه ساز صورت نمایی ارزش های توحیدی است. 3- در شرایط حاکمیت نظام اشرافی، جهل آحاد جامعه موجب صورت نمایی پیامبران الهی است. 4- پیامدهای دنیوی و اخروی صورت نمایی با فراوانی پدیده ی صورت نمایی رابطه مستقیم دارد. پیشنهاد می شود: به کاربردی کردن فرضیههای فوق اندیشید و از روش های کیفی مانند نظریه زمینه ای در مطالعات قرآنی و تاریخی بهره جست.
نویسندگان:
علی محمد ولوی: استاد دانشگاه الزهرا(س)
فاطمه اروجلو: دانشجوی دکتری دانشگاه الزهرا
مجله تحقیقات علوم قرآن و حدیث - دوره 13، شماره 1، بهار 1395.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
دوره مدرن بهxadلحاظ معرفتxadشناختی دارای اهمیت خاصی است؛ زیرا از یک سو نسبت جدیدی میان انسان و حقیقت تعریف گردید که در آن فیلسوفان مدرن چون دکارت، کانت و نیچه نقش زیادی داشتند.
دیدگاهxadهای کانت
کانت پس از دکارت، از فیلسوفان بزرگ و تأثیرگذار مدرن است که نظام فلسفی و معرفتxadشناختی او نسبت جدیدی را میان حقیقت و انسان تعریف کرد که در آن آدمی در مرکز این نسبت قرار دارد و هرگونه حقیقتی در نسبت با او تعریف و تعیین میxadگردد. این امر در معرفتxadشناسی و فلسفه اخلاق و دین کانت بهxadوضوح مشاهده میxadشود.
کانت در معرفتxadشناسی و فلسفه نظری خود از یک سو بر ارزیابی قوای شناسایی انسان تأکید فراوان میکند و در نهایت او را از فهم امور مابعدالطبیعی ناتوان میداند؛ یعنی حکم میکند که انسان چون پای در عالم تجربه دارد، قادر به فهم مقولات مابعدالطبیعی نیست. اما از دیگر سو بر انقلاب کپرنیکی تأکید خاصی دارد که این دیدگاه نسبت و تحول جدید معرفتxadشناختی را موجب میxadشود.
اساس این تحول در آن است که کانت برخلاف گذشتگان در نظام فکری خود جای ذهن و عین را تغییر میxadدهد و بر آن است که برای حصول علم نسبت به اعیان خارجی نیازی به مطابقت تصور ذهنی با شیء خارجی نیست؛ بلکه برعکس، این اعیان خارجی هستند که باید با ذهن و محتویات آن تطابق یابند؛ ازاینxadرو میxadگوید: «تا به حال فرض شده است که همه معرفت ما باید مطابق با متعلقات باشد؛ درحالیxadکه کلیه مساعی برای اینکه چیزی درباره آنها بهxadنحو پیشینی و بهxadوسیله مفاهیم بهxadیقین بدانیم، بنابه این فرض به جایی نرسیده است.
پس اکنون سعی میxadکنیم ببینیم که آیا اگر فرض کنیم که متعلقات باید با معرفت ما مطابقت یابند، در موضوع مابعدالطبیعه بهتر پیشرفت میxadکنیم یا نه؟ بهxadهرحال این با امکان امری که مطلوب ماست، یعنی معرفت پیشینی به متعلقات، که چیزی درباره آنها قبل از اینکه داده شوند تعیین میxadکند، بهتر مطابقت دارد» ( .(Kant, 1996B, XVI
انقلاب کپرنیکی کانت در واقع بیان میxadکند که نمیxadتوان به اشیا معرفت پیدا کرد و اشیا نمیxadتوانند متعلق معرفت ما قرار گیرند، مگر اینکه مقید به پارهxadای شرایط پیشینی معرفت از جانب عامل معرفت قرار گیرند. پس باید چنین فرض کرد که ذهن انسان در فرایند شکلxadگیری معرفت منفعل نیست، بلکه با قدرت فعالیت خود صور شناسایی خود را - که معین و مقدر از جانب احساس و فهم انسان است - بر ماده نهایی معرفت تجربی تحمیل کرده و صورت نهایی معرفت را شکل میxadدهد (کاپلستون، 1372، ج6، ص242-241).
این امر همچنین بیان میxadکند تنها راه اینکه اعیان و واقعیتxadهای خارجی مورد فهم و ادراک ما قرار گیرند این است که تابع مفاهیم و مقولات پیشینی فاهمه انسانی ما قرار گرفته و تنها از طریق این مقولات دریافت شوند. نتیجه فعلی این دیدگاه معرفتxadشناختی کانت این است که چارچوبxadهای دنیوی مقولات احساس و فاهمه تنها چارچوبxadهایی هستند که از طریق آنها شناخت حقایق جهان و یقین به آنها امکانxadپذیر است و بهxadواسطه ذاتی ذهن انسان بودن این مقولات، هرگونه شناخت و ادراکی تنها از این طریق فهم و تفسیر میxadگردد. از این دیدگاه که در آن محور شناسایی و تفسیر حقایق جهان خود انسان و قوای معرفتی اوست، به سوبژکتیویسم[5] و خودبنیادی نیز تعبیر شده است.
نکته مهم دیگر در نظام معرفتxadشناسی کانت، محدودسازی قلمرو شناخت یقینی بشری به عالم مادی و علوم مرتبط با آنهاست. برای این کار، او اعتبار شناسایی انسان را براساس معیارهایی چون امکان صدور حکم تألیفی پیشین قرار میدهد؛ سپس نشان میدهد که چنین احکامی تنها در علومی چون ریاضیات، فیزیک و علوم طبیعی و زیستی قابل اطلاق هستند؛ زیرا برای اینکه انسان دارای شناختی یقینی و حقیقی باشد، باید دادههای ذهنی او از طریق مقولات مادی حس وارد ذهن وی گردد و سپس توسط مقولات فاهمه مورد تألیف و تحلیل قرار گیرد. این امر، یعنی اساس شناسایی و شروع دانش انسانی از تجربه است و ما بهعنوان انسان در چارچوبهای عالم مادی محصور هستیم. پس شناخت یقینی برای ما تنها از طریق تجربه فراهم میگردد و تنها در آن چارچوب معنا میxadیابد (Kant, 1996A, p.150-170).
بنابراین علم کانتی، علمی است که:
1. دارای خاستگاه تجربی است.
2. کاملاًٌ به تجربه متکی است.
3. محدود در چارچوب عالم مادی و پدیداری است.
4. تنها از طریق شهود حسی بهxadدست میآید، نه شهود عقلی.
در نتیجه اگر یقینی برای انسان وجود دارد، تنها در عالم تجربه است و خارج از آن انسان قادر به دریافت هیچ معرفت یقینی از طریق عقل نیست.
البته کانت ضمن تصدیق جهان عقلانی و ناپدیدارها و گرایش طبیعی عقل انسان به شناخت ماهیت امور ایدئالی چون خدا، اختیار و جاودانگی، بر آن است ازآنجاکه اینها خارج از حدود عرصه تجربه هستند، عقل انسان قادر به شناخت آنها نیست؛ بلکه تنها وجود آنها را تصدیق میxadکند. وی معتقد است اگر عقل انسان تلاش کند تا شناختی درباره این امور بهدست آورد، دچار تعارض و تناقض میگردد. بنابراین انسان با عقل خود راهی به عالم الهی و ناپدیدارها ندارد. به بیان دیگر، کانت عالم هستی را به دو پاره عالم پدیدار و تجربه، و عالم ناپدیدار و اشیای فی نفسه تقسیم میکند. عالم پدیدار همان عالم حس، تجربه و ماده محسوس میباشد و در مقابل، عالم ناپدیدار را معقولات و امور مجرد میداند.
او دراینxadخصوص در تمهیدات میگوید: «در واقع ما اگر چنانچه شایسته است، محسوسات را صرف پدیدار بشماریم، در همین حال به همین لحاظ قبول کردهایم که شیء فی نفسهای بهعنوان اساس آنها وجود دارد، هرچند نمیدانیم که آن خود در واقع چگونه است و فقط پدیدار آن، یعنی نحوه اثری را که حواس از این چیز نامعلوم میپذیرد، میشناسیم. پس فاهمه درست با قبول پدیدار، وجود شیء فی نفسه را نیز تصدیق میکند و تا اینجا میتوان گفت که تمثل وجوداتی که در اساس پدیدارها قرار دارند و موجودات عقلی محضxadاند، نهxadتنها قابل قبول است، بلکه گزیری هم از آن نیست» (کانت، 1370، ص158).
او از این گفته خود نتیجه میگیرد که وجود اشیا به خودی خود دلیل بر محدودیت اصول حسیات و شناخت تجربی ماست. به عبارت دیگر میتوان گفت در نظر کانت هرچند علاوه بر وجود موجودات پدیداری، هستی ناپدیدارها هم پذیرفته میشود، اما ازآنجاکه منشأ معرفت ما از تجربه است، از ماهیت ناپدیدارها هیچxadگونه شناختی نداریم؛ بلکه درباره هستی آنها تنها میتوانیم بگوییم که گویی آنها وجود دارند. در واقع نسبت عالم ناپدیدار به عالم پدیدار، نسبت محدودکننده و مرزی است؛ یعنی وجود عالم ناپدیدار بیانگر محدودیت و تناهی عالم پدیدار است؛ درعینحال که شناخت انسان نیز تنها به عالم پدیدار محدود شده است.
بدین تریب میتوان ملاحظه کرد که کانت در پروژه ارزیابی قوای شناسایی انسان، در نهایت توان انسان را در شناخت حقایق تنها به طبیعت و تجربه، یعنی عالم پدیدار محدود میکند که نتیجه آن تنزل انسان از عرش و آسمان بر روی فرش و زمین خاکی و ممنوعیت او برای تفکر و سلوک در عالم عرش و ماوراءالطبیعی است. از سوی دیگر با توجه به اعطای قدرت خلاقیت و خودبنیادی در انسان از سوی کانت که از دکارت آغاز شده بود، آدمی که در دنیای مادی محصور شده، با قوای خود تنها بهxadدنبال تأمین اهداف و نیازهای مادی خود از علم است؛ یعنی علم او محدود به خواستها و امیال انسانی اوست؛ زیرا فراتر از عالم تجربه، علم و شناختی ندارد تا نسبت به آنها خواست و میلی در او بهxadوجود آید.
از همه مهمxadتر اینکه، این انسان و قوای معرفتی اوست که نحوه و میزان شناخت واقعیتxadها را تعیین و آنها را فهم و تفسیر میxadکند؛ یعنی انسانی شدن شناخت یقینی. با این کار، کانت اساس انسانگرایی و سوبژکتیویسم را کاملاً تحکیم مینماید و انسان را معیار معرفت حقیقی دیگر موجودات قرار میدهد؛ در نتیجه هویت معرفتی موجودات دیگر چون خدا، انسانهای دیگر و مقولات عقلانی چون مرگ، اختیار، آزادی و ایمان تنها براساس و از طریق چارچوبهای ذهنی انسانی معنادار میگردند. اما این پایان کار او نیست؛ بلکه وی در عقل عملی خود که همان اخلاق است، با تأکید بر اراده، اختیار و تکلیف انسان، بر برقراری نسبت اخلاقی بین انسان و یقین تأکید میورزد.
نسبت حقیقت و انسان در نظریه اخلاقی و دینی کانت
اخلاق کانت، نگرش او به عقل انسانی از رویکرد عملی است که معطوف به اراده، اختیار و تکلیف میباشد و در آن ویژگی معرفتی وجود ندارد. ازاینرو در فلسفه اخلاق او اراده نیک است که دارای ارزش فراوان میباشد. کانت میگوید: «محال است در عالم یا در خارج از عالم، چیزی را بدون قید و شرط، جز اراده نیک "خیر" نامید» (همو، 1369، ص12؛ Kant, 1996B, p.49). در واقع در نظر او اراده نیک، یگانه خیر مطلق و بدون قید و شرط است که در وجود آدمی بهطور پیشینی نهاده شده است. بنابراین مفهوم خیر، مفهوم ارادهای است که همیشه و بهxadواسطه ارزش ذاتی خود، خیر است، نه از لحاظ غایتی که بهxadوجود میآورد.
کانت سپس به مفهوم تکلیف توجه کرده، آن را صفت اساسی آگاهی اخلاقی دانسته و بر آن است که ارادهای که برای انجام دادن تکلیف عمل میکند، اراده نیک است (کانت، 1369، ص17-12). بنابراین میتوان گفت آنچه در اخلاق کانت مهم است، اراده و تکلیف از جهت عقل عملی است؛ یعنی انسان موجودی است صاحب اراده و مکلف. صاحب اراده بودن انسان نشانxadدهنده آزادی و اختیار او نیز است؛ حتی تکلیف و وظیفهدار بودن او نیز نشانxadدهنده اصل آزادی و اختیار اوست. اما اراده در نگاه کانت، اراده خیر و ارادهای مطلقاً آزاد از خواهشها و سلایق افراد است. ازاینxadرو او میگوید که اراده نیک ممکن نیست که در هیچ وضعی بد باشد؛ چراکه خیر مطلق و بدون قید و بند است. بهxadعبارتی مفهوم خیر از نظر کانت مفهوم ارادهای است که همیشه و بهxadواسطه ارزش ذاتی خود خیر است، نه از لحاظ غایتی که بهxadوجود میآورد، که کانت مثال آن را سعادت میداند (کاپلستون، 1372، ج6، ص323).
نفی غایت خارج از انسان در فعل اخلاقی، یکی از ویژگیهای مهم اخلاق کانت است که محوریت انسان را در برقراری نسبت جدید با یقین و حقیقت نشان میxadدهد. در اینجا اصل هرگونه غایتی فراتر از فعل، و نیز اراده خیر و خود تکلیف انسانی مورد انکار قرار میگیرد. ازاینxadرو او در یکی از اصول خود میگوید: «چنان رفتار کن که انسان از آن جهت که انسان است، چه شخص تو و چه شخص دیگری، همیشه غایت تلقی شود، نه وسیله» (ر.ک به: مجتهدی، 1378، ص113؛ Kant, 1996B, p.80). این بدان معناست که انسان بهxadعنوان فاعل فعل اخلاقی، خود غایت آن نیز میxadباشد، و حتی اراده نیک که خیر مطلق است، تنها در محدوده فهم انسان دارای معنا میباشد.
پس انسان موردنظر کانت که از لحاظ عقل نظری بهxadواسطه محدودیت و ضعف قوای معرفتی خود اجازه ورود به عرصه مابعدالطبیعه را ندارد، در اینجا با رویه دیگر همان عقل، یعنی رویه عملی که اراده و تکلیف صفات ممیزه آن است، قادر میشود اصول اساسی اخلاقی را پایهگذاری کرده و حتی خود را تنها غایت فی نفسه آنها قرار دهد. ازاینxadرو کانت بهxadواسطه عمومیت بخشیدن قواعد اخلاقی خود به همه انسانها بر آن است که قاعدههای اخلاقی مدنظر وی دارای کلیت و ضرورت هستند؛ چراکه آنها نیز از احکام تألیفی پیشینی ساخته شدهاند که در آن غایت و هدف همان نفس معقول بودن و در نتیجه عین انسانی بودن آنهاست.
در واقع انسان هم از آن لحاظ که عاقل است ملزم به اخلاق میxadباشد و هم تنها هدف و غایت موردنظر در این عمل اخلاقی، نفس انسان و موجود عاقل است. پس در نگاه کانت، انسان را نمیتوان وسیله قلمداد کرد؛ بلکه او خود بهxadعنوان کل انسانیت باید غایت تلقی گردد.
بنابراین اتفاقی که در اینجا رخ میدهد این است که در اخلاق کانت هرگونه غایت خارج از انسان نفی میگردد و انسان خودش غایت هرگونه اخلاقی قرار میگیرد. اولین نتیجه این امر انسانی شدن و نیز نسبی شدن اخلاق است؛ زیرا انسانی که در دنیای خاکی زیست میکند، اگر در اعمال و کردارهای اخلاقی خود غایتی ورای خودش نداشته باشد، اخلاق و اصول آن نیز برای تمشیت و ساماندهی زندگی اینxadجهانی او کاربرد پیدا میکند و در واقع اخلاق، انسانی میشود.
بهxadعلاوه، این اخلاق انسانی که در آن خود انسان فاعل و غایت فی نفسه است، با این دیدگاه کانت نمیتواند در قالب قانون کلی و ضروری درآید؛ زیرا انسانها در شرایط زمانی، مکانی و فکری مختلف زندگی میکنند و ازاینxadرو دارای سلایق، خلق و خوها، نظرات و آرای گوناگون هستند. در نتیجه اخلاق میتواند به تعداد انسانها و براساس نحوه فهم و تلقی آنها، غایات، اصول و قواعد گوناگون داشته باشد که درپی آن از حالت مطلق به حالت نسبی درمیآید.
کانت همین سیر اندیشه را در دیدگاه دینی خود نیز دارد؛ یعنی از دین عبادی و پرستش فاصله میxadگیرد و به دین عقلانی و اخلاقی ناب روی میxadآورد که در آن، اخلاق انسانی مبنای دین و آموزهxadهای آن میxadگردد. در نگاه او با وجود اینکه نشانه یک کلیسای حقیقی به جامعیت آن و نشانه این جامعیت، ضرورت آن است؛ یعنی تعین و تشخص آن فقط به یک نحو ممکن است، اما ایمان تاریخی مبتنی بر کلیسا فقط دارای اعتبار جزئی است؛ یعنی برای کسانی که در یک فرایند تاریخی بدان دست یافتهاند، معتبر است. این در حالی است که ایمان دینی ناب، که کاملاً متکی بر عقل میxadباشد و نیز ایمان اخلاقی ناب میتواند بهxadعنوان ایمان ضروری و در نتیجه بهxadعنوان یک ایمان یگانه شناخته شود که نشانه کلیسای حقیقی است (Ibid, p.146-150؛ کانت، 1381، ص163).
در واقع کانت میخواهد نشان دهد که سیر تاریخی و تدریجی تکامل اخلاقی و عقلی انسان او را بهxadتدریج از نیاز به الگوهای دینی وحیانی بینیاز ساخته است و این انسان با اتکا بر قدرت عقلانی ناب خویش، رابطه خود را با دین و حتی خدا بهxadعنوان مبدأ تعریف نماید که این در حقیقت خواسته اصیل خود خدا هم میباشد. ازاینxadرو کانت میگوید: «پس این نتیجه ضروری سرشت طبیعی و درعینxadحال اخلاقی ماست - مورد دوم [اخلاق] پایه و اساس و درعینxadحال مفسر کلی دیانت است - که دین در نهایت از هر مبنای تجربی و از هر قانون متکی بر تاریخ و از هر نوع دخالت و عاملیت ایمان کلیسایی که موقتاً انسانها را برای ادای خیر متحد میسازد، تدریجاً آزاد میشود و در نهایت دین عقلانی ناب بر همه چیز انسان مسلط خواهد شد» (همان، ص170؛ Kant, 1996B, p.151).
درباره نگاه انسانxadمحور کانت به اخلاق و دین، تفسیر او از خدا بدون توضیح خاصی گویای واقعیت امر است. او درباره خدا میxadگوید: «خدا چیزی بیرون از من نیست، بلکه اندیشه خود من است؛ یاوه است که بپرسند: آیا خدایی هست؟ … این قضیه که "خدا هست" صرفاً یک اصل درونxadذهنی اندیشه است … خدا محصول عقل ماست … خدا ایدئال یک جوهر است که ما خود برای خویشتن میآفرینیم … عقل از خود مفهوم خدا را پدید میآورد … مفهوم روح، خدا و مانند آنها مفاهیم اعتباریاند که در واقع به خود استوارند؛ واقعی نیستند، ایدئالیاند … اما هستی چنین موجودی (خدا) میتواند فقط از لحاظ عملی درخواست شود؛ یعنی ضرورت اینکه چنان عمل کنم که گویی به فرمان این موجود هراسانگیز اما رستگاریxadبخش عمل کردهایم …
قضیه خدایی هست، معنایی ندارد جز اینکه در عقل انسانی - که اخلاقاً تعیینxadکننده خویش است - یک اصل برترین یافت میشود که خود را تعین میبخشد و مقید مییابد که آن اصل را وقفهناپذیر راهنمای رفتار خود قرار دهد ... خدا فقط در ما میتواند یافت شود ... در فرمان مطلق. فرض این نیست که جوهری برتر از من هست که فرمانxadهای تخلفناپذیر بر من میدهد، بلکه امر یا نهی از سوی عقل خود من است ... آن فرمانxadدهنده بیرون از انسان چونان جوهری متمایز از انسان نیست»(کانت، 1381، ص44-41).
تاکنون دیدگاه کانت، تکمیل اندیشه سوبژکتیویسم در ابعاد مختلف، بهxadخصوص سه بعد مهم آن یعنی معرفتxadشناسی، اخلاق و دین است که در آن انسان محور و ملاک هرگونه فهم و تفسیر معرفتxadشناختی، اخلاقی و دینی میxadگردد؛ یعنی ملاک برقراری نسبت بین انسان و حقیقت از هر نوع، خواست و اراده و فهم انسانی است.
دیدگاه نیچه و سارتر
تأثیرات کانت در دوره مدرنیته، بهxadیقین بیشتر از دکارت بوده است؛ بهxadخصوص که برخی فیلسوفان پس از کانت، بهxadویژه پوزیتویستها تقریباً نفی کانت از تأمل درباره امور مابعدالطبیعی را قبول کردند، اما تأکید او بر تأمل درباره آنها از طریق عقل عملی را نپذیرفتند. در نتیجه پوزیتیویسم یکسره علم، بهxadخصوص علم تجربی را محور هرگونه حقیقت و یقین معرفتی قرار داد و هرآنچه را که از طریق علم تجربی قابل بررسی نبود، از عرصه معرفت و دانش خارج کرد، که پیامدهای ناگوار آن هنوز هم ادامه دارد. البته در این سیر نیچه، فیلسوف بزرگ قرن نوزدهم و سارتر، متفکر ملحد قرن بیستم، دارای دیدگاههای مهم و تأثیرگذاری هستند.
نیچه در واقع از عمیقترین متفکران مدرنیسم است که درعینxadحال پایانxadدهنده به مدرنیته و آغازگر دوره پستxadمدرن میxadباشد. وی بنیانهای اساسی مابعدالطبیعه مدرن غرب را بهxadخوبی درک کرده و درصدد بیان آشکار آنهاست. او در فلسفه خود آنها را در پنج محور مرتبط به هم بیان میکند که عبارتند از: اراده معطوف به قدرت، نیستانگاری، بازگشت جاویدان، اَبَرانسان و ارزشگذاری مجدد (صانعی، 1386، ص30-22؛ Richardson, 1996, p.3-15). همه این موارد و حتی کل ساختار اندیشه نیچه بر محور انسان دور میزند. او حتی هستی همه موجودات را وابسته به وجود انسان میسازد. در واقع در اندیشه او انسان محور ارزشگذاری کل هستی میگردد. نیچه با تأکید اساسی بر این گفته که خدا مرده است، الهیات سنتی و مدرن مابعدالطبیعه را یکسره بیمعنا و پوچ میانگارد. ازاینرو نگرش او به جهان، نگرشی برای ساماندهی همین جهان مادی است (کاپلستون، 1375، ج7، ص393).
بر این اساس، نیچه در فلسفهxadپردازی انسان، در این جهان چیزی را ورای خواست و قدرت وی نمیداند. ازاینرو نزد او ذات و اساس جهان و هستی همان اراده معطوف به قدرت انسان است؛ یعنی تمام فلسفهها برای قدرت یافتن انسان بر این جهان ساخته شدهاند. به همین دلیل این انسان است که باید معیار هرگونه ارزشگذاری اخلاقی، معرفتی و ... قرار گیرد؛ زیرا هیچ حقیقت و یقین ثابت و تغییرناپذیری وجود ندارد.
نیچه در معنای انسانی کردن این جهان میگوید: «انسانی کردن جهان یعنی خودمان را هرچه بیشتر در آن سَرور و مهمتر احساس کنیم» (Ibid؛ صانعی، 1386، ص48)؛ یعنی اساس جهان و اخلاق، قدرت انسان برای سلطه بر طبیعت و ارزشگذاری بهxadمنظور استفاه بیشتر است. ازاینرو نیچه بر آن است که نظام اخلاقی باید برای تبیین و تدوین قدرت باشد تا اخلاق در خدمت زندگی انسان قرار گیرد. در واقع هدف و نیت نیچه آن است که انسان باید مخدوم حقیقت و معرفت باشد، نه خادم آن؛ آنچه قید و شرطی در آن روا نیست و مقام مطلق دارد، حیات است و وجود مشخص کسانی که مقتضیات آن را مراعات میکنند، نه معرفت و کسب معرفت (Richardson, 1996, p.53-54؛ استرن، 1376، ص103).
اینگونه تلاش انسان نزد نیچه نشانگر مرگ خدا و جایگزینی انسان بهxadجای او بهxadعنوان اَبَرانسان است که خود بهxadمعنای نهادن فلسفه دنیایی بهxadجای فلسفه الهی است؛ تاآنجاکه نیچه کل نظامهای دین و اخلاق را برخاسته از خواست اراده قدرت[6] میداند، که خواست بهxadطور مستمر حقیقت و یقین را برای انسان مورد بازسازی قرار میدهد. بهxadگفته خود نیچه: «اراده به حقیقت یک تصمیمسازی، یک حقیقیسازی و پایدارسازی است؛ یک محو خصلت دروغین اشیا، یک تفسیر دوباره آن در قالب هستیهاست. بنابراین حقیقت نه چیزی از پیش موجود است که باید و شاید یافت شود یا کشف گردد، بلکه چیزی است که باید آفریده شود و این امر نامی به یک فرایند میدهد یا بهتر بگوییم به یک اراده غلبه که در خود هیچ هدفی ندارد.
ورود حقیقت بهxadعنوان یک فرایند تا بینهایت، یک تعین فعال است و نه یک آگاه شدن از چیزی که در خویشتن محکم و مسلم و معین است. حقیقت بیانی برای اراده معطوف به قدرت است» (نیچه، 1377، ص436؛ Richardson, 1996, p.231-236).
بنابراین میتوان گفت ویژگیهای گوناگون اندیشه نیچه چون اراده معطوف به قدرت، نیستانگاری، ارزشگذاری جدید و مرگ خدا، تعابیر مختلف یک مسئله واحد هستند که آن، انسانگرایی در همه امور و ابعاد هستی و به بیان دیگر شأن والا و اساسی انسان در جهان است؛ یعنی این انسان است که منشأ و محور هرگونه هستی و حقیقت و یقین در جهان است و هیچ حقیقتی ورای آدمی وجود ندارد. ازاینxadرو در نگاه او حقیقت آن نوع خطایی است که نوع خاصی از موجودات زنده نمیتوانند بدون آن زندگی کنند؛ یعنی حقیقت به خودی خود چیزی جز خطا نیست و هیچ ارزش واقعی و یقینی ندارد ((Heidegger, 1987, V3, p.37.
از سوی دیگر، نیچه با اعلام مرگ خدا بیان میکند که تاریخ دوره الوهیت به پایان رسیده و دوران انسانسالاری فرا رسیده است. او درباره این تحول میگوید: «بزرگترین واقعه از وقایع اخیر، مرگ خداست که بهxadمعنای این است که ایمان به خدای مسیحیت توجیه خود را از دست داده است و از هماکنون اولین سایههای خود را بر سر اروپا میگستراند. اندیشه مرگ خدا اندیشهای انسانی است. در دوره رونق الوهیت، انسان حوادث طبیعی و رویدادهای زندگی خود را با تکیه بر اراده الهی (در قالب مشیت و قضا و قدر) تبیین میکرد و اکنون در تبیین حوادث عالم متوسل به خدا نمیشود» (نیچه، 1380، ص193). نیچه از این واقعه به مرگ خدا تعبیر کرده و میگوید که ما خدا را کشتیم.
خلاصه اینکه، نیچه فیلسوفی است که اندیشه انسانی کردن یقین و حقیقت را که در ذهن فیلسوفان مدرن ظهور کمتری داشت کاملاً عیان میسازد و انسان را محور همه هستی قرار میدهد. این نیز تعبیر دیگری از تغییر اساسی نسبت انسان با حقیقت، یعنی انسانی شدن آن در دوره مدرنیته است.
در دوره پستxadمدرن موضعxadگیریxadهای اساسی درباره مبانی و نتایج مدرنیته از سوی فیلسوفان آن صورت گرفته و مواضع گوناگونی اتخاذ شده است که ازجمله میxadتوان به دیدگاهxadهای سارتر و برخی فیلسوفان دیگر پستxadمدرن چون هایدگر، گابریل مارسل و یاسپرس اشاره کرد. در این میان اندیشههای ملحدانه سارتر که در راستای نتایج ناگوار اندیشه مدرنیستی است، دارای اهمیت و تأثیرات خاصی میxadباشد. سارتر که تأثیرات زیادی از اندیشه نیچه را به همراه دارد، مرگ خدا، نهیلیسم و انسانگرایی او را به حد اعلای خود میرساند. او که دارای تجربههای ناگواری از ایمان مسیحی در دوران کودکی خود است، بهxadطورکلی از اندیشه الوهیت جدا شده و مرگ خدا را نهxadتنها به خدای مابعدالطبیعی، بلکه حتی به خدای ادیان نیز سرایت میدهد.
مسئله مهم در اندیشه سارتر آن است که او وجود انسان را در این جهان در تعارض اساسی با وجود خدا میداند. وی در نهاد خود و انسانهای دیگر میل به وجود داشتن خداوند را احساس میکند، ولی بر آن است که این میل از آنجا برمیخیزد که انسان خود میخواهد خدا باشد. ازاینرو معتقد است ایمان دینی نوعی خودفریبی انسان است که مانع مواجهه او با حقیقت خویش میشود (Morris, 2008, p.76-77؛ مصلح، 1384، ص181).
در واقع سارتر بهxadدنبال تبدیل کردن انسان به خداست که لازمه این کار نفی وجود هرگونه خدا در جهان میباشد؛ زیرا تبدیل شدن انسان به خدا مستلزم آزادی مطلق اوست، و آزادی مطلق او جایی برای خدا باقی نمیگذارد. ازاینxadرو در اندیشه سارتر خدا انسان است و هر چیز وابسته به انسان میxadباشد؛ انسان مطلقاً آزاد و بدون نسبت و معیار ثابت است. او میگوید اکنون حکومت انسان آغاز شده است (همان، ص188).
بدین ترتیب همین انسان بیخدا منشأ و معیار هرگونه معنا و حقیقتی میباشد؛ یعنی اگر تاکنون منشأ معانی و حقایق خدا انگاشته میشد، حال که میدانیم خدایی وجود ندارد، معنا بهxadطورکلی از جهان اشیا از بین میرود و برای انسان هیچ معیار، حقیقت و یقینی وجود نخواهد داشت. در واقع قدرتxadبخشی سارتر به انسان که نتیجه همان سوبژکتیویسم و انسانگرایی است، خود انسان را نیز دچار تهوع میسازد.
نتیجه
در این تحقیق نسبت انسان و یقین و حقیقت نزد برخی فیلسوفان مدرن مورد بازخوانی قرار گرفت. همچنین تلاش شد تا نشان داده شود یکی از ویژگیxadهای دوره مدرن که در اندیشه فیلسوفان آن نمود بارزی داشت، تغییر جایگاه معرفتxadشناختی و وجودشناختی انسان در کل هستی، بهxadخصوص نسبت به خدا و جهان بود. علت این امر آن بود که دوره مدرن، عصری بود که بر اصالت انسان، دنیای مادی و علم تجربی تأکید خاصی داشت؛ زیرا این دوره برخلاف قرون وسطا که خدامحور و آخرتxadگرا بود، بر بازگشت به خود انسان و تمشیت نیازهای مادی او توجه داشت که در نتیجه آن علم تجربی نیز قدرت میxadیافت. در نتیجه در دوره مدرن انسان تلاش کرد تا با کنار نهادن یا غفلت از حجیت منابع فکری دینی، عرفانی و مابعدالطبیعی، با اتکا بر عقل دنیوی و خودبنیاد خویش پرسشxadهای اساسی خود را پاسخ گوید.
در این گفتمان فکری، اندیشه دکارت، کانت، نیچه و سارتر بهxadطور مختصر بررسی گردید. ملاحظه دیدگاه دکارت بهxadعنوان پایهxadگذار فلسفی مدرنیته نشان میxadدهد که تقدم معرفتxadشناختی کوژیتو بر خدا و جهان، و اولویت روش ریاضی و عقلxadگرایی در فلسفه دکارت در ارتباط دقیق و ذاتی با محوریت اندیشه بشری در نگاه معرفتxadشناختی به جهان و تعریف یقین معرفتی است. ازاینxadروست که دکارت نحوه شناخت واقعیتxadهای جهان را به چگونگی وجود تصورات آنها در ذهن خودش وابسته ساخته و بیان میxadکند که برای او تنها شناخت و معرفتی یقینی و حقیقت است که بهxadطور واضح و متمایز ادراک گردد؛ یعنی حجیت معرفتxadشناختی واقعیات جهان وابسته به ذهن انسانی است که با دو ابزار وضوح و تمایز آن را مورد فهم و تفسیر قرار میxadدهد.
چنین نگرشی از سوی دکارت باعث گردید تا او خدا و جهان و اشیای آن را در پرتو توان معرفتی خویش بازتعریف کرده و حتی اموری را که ورای عقل او بهxadنظر میxadرسد، کنار گذاشته یا صرفاً از دید کلامی به آنها اعتقاد داشته باشد. او همچنین با نگاه سوبژکتیو خود تلاش داشت تا جهان را تفسیر مادی و مکانیکی کرده و تا آنجا که امکان دارد، دست خدا را از تدبیر جهان کوتاه سازد. دیدگاه خودبنیاد دکارت در اخلاف عقلxadگرا و تجربهxadگرای او به اشکال گوناگون دارای تأثیرات زیادی است.
از میان فیلسوفان مدرن، کانت - پس از دکارت - نقش زیادی در تکمیل اندیشه خودبنیادی معرفتxadشناختی داشت. وی توانست نسبت جدیدی میان انسان و یقین و حقیقت برقرار سازد که در نظریات معرفتxadشناختی، اخلاقی و دینی او نمود آشکاری دارد. در معرفتxadشناسی او نقش مقولات پیشین بهxadمثابه تنها چارچوب ممکن برای ورود دادهxadهای خارجی و فهم آنها، با نقش ذهن بهxadعنوان تنها عامل فعال در ایجاد معرفت - که به انقلاب کپرنیکی معروف گردید - باعث گردید تا انسان و قوای معرفتی او بهxadعنوان تنها ملاک شناخت یقینی قرار گیرد. بدین ترتیب، بهxadواسطه خاصیت تجربی قوای شناسایی بشری، امکان شناخت مقولات مابعدالطبیعی و دینی نفی گردید؛ در اخلاق با محوریت فاعلی و غایی انسان، همه امور در مدار انسانی تعریف گردید که با ابتنای دین بر اخلاق انسانی تکمیل گشت؛ تا آنجا که کانت وجود و ماهیت موضوعات دینی چون خدا و جهان آخرت را تنها با اتکا به نحوه اندیشه انسان نشان داد و کاملاً وابسته به فهم انسانی کرد.
نتیجه نگرش خودبنیاد کانت، تنزل جایگاه امور مابعدالطبیعی و حتی در برخی موارد نفی آنها از سوی خود او و اخلافش و توجه بیشتر فیلسوفان بعدی به شناخت جهان طبیعی و کنار گذاشتن دین وحیانی از حیات بشری شد. این امر در اندیشه فیلسوفان بعدی چون نیچه و سارتر به اشکال مختلفی دنبال شد؛ زیرا آنxadدو تلاش کردند تا تمام نیات نهفته نگرشxadهای فیلسوفان مدرن چون دکارت و کانت را آشکارا بیان کنند. ازاینxadرو نیچه اموری چون اراده معطوف به قدرت، نهیلیسم و ضرورت ارزشxadگذاری مجدد از سوی انسان را طرح کرد. سارتر نیز وجود خدا را در تناقض آشکار با انسان دید و هردو همه امور را از چشمxadانداز انسانی مورد فهم و تفسیر قرار دادند؛ یعنی ورای انسان هیچ ملاک، حقیقت و یقینی وجود ندارد و هرچه هست، ساخته و دستxadپرادخته آدمی برای تمشیت حیات دنیوی است.
پی نوشت:
[5]. Subjectivism
[6]. Will to Power
مراجع
- احمدی، بابک، معمای مدرنیته، تهران: نشر مرکز، 1377.
- استرن، چ.پ، نیچه، ترجمه عزتxadالله فولادوند، تهران: طرح نو، 1376.
- دکارت، رنه، تأملات در فلسفه اولی، ترجمه احمد احمدی، تهران: نشر دانشگاهی، 1369.
- ــــــــــ ، اصول فلسفه، ترجمه منوچهر صانعی درهxadبیدی، تهران: انتشارات بینxadالمللی هدی، 1376.
- صانعی درهxadبیدی، منوچهر، اصول فلسفه دکارت، تهران: انتشارات بینxadالمللی هدی، 1376.
- ــــــــــــــــــــــــ ، پیام نیچه، تهران: نقش و نگار، 1386.
- کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، ج6، ترجمه اسماعیل سعادت و منوچهر بزرگxadمهر، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش، 1372.
- ــــــــــــــــــ ، تاریخ فلسفه، جلد7، ترجمه داریوش آشوری، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی و انتشارات سروش، 1375.
- کانت، ایمانوئل، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ترجمه حمید عنایت و علی قیصری، تهران: انتشارات خوارزمی، 1369.
- ـــــــــــــ ، دین در محدوده عقل تنها، ترجمه منوچهر صانعی درهxadبیدی، تهران: نقش و نگار، 1381.
- ـــــــــــــ ، تمهیدات، ترجمه غلامعلی حداد عادل، تهران: نشر دانشگاهی، 1370.
- مجتهدی، کریم، فلسفه نقادی کانت، تهران: امیرکیبر، 1378.
- مصلح، علیxadاصغر، تقریری از فلسفهxadهای اگزیستانس، تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1384.
- نیچه، فریدریش، اراده معطوف به قدرت، ترجمه مجید شریف، تهران: جامی، 1377.
- ـــــــــــــــ ، حکمت شادان، ترجمه حامد فولادوند، تهران: جامی، 1380.
- Descartes, Rene, “Meditation on first philosophy”, published in Key Philosophical Writings, translated by Elizabeth S. Haldane and G. R. T Ross, Great Britain: word worth classic of world literature press, 1997A.
- ــــــــــــــــــــــــــــــــ, “Principles of philosophy”, published in Key Philosophical Writings, translated by Elizabeth S. Haldane and G. R. T. Ross, Great Britain: word worth classic of world literature press, 1997B.
- Heidegger, Martin, “Letter on humanism”, in The Basic Writings, edited by Farrell Krell, London: Routledge Press, 1993.
- ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ, Nietzsche, translated by David Farrel Krell Harper & Row, Vol.3, 1987.
- Kant, Immanuel, “Ground work of the metaphysics of morals”, published in The Complex of Practical Philosophy, London: Cambridge university press, 1996B.
- ــــــــــــــــــــــــــــــــ, Critique of Pure Reason, translated by Weer S. Pluhar, London: Hackett publishing company, 1996A.
- Morris, Katherine. J, Sartre, USA: Blackwell publishing, 2008.
- Richardson, John, Nietzsche’s System, Oxford university press, 1996.
نویسنده:
قدرت الله قربانی: استادیار فلسفه دانشگاه خوارزمی تهران
دو فصلنامه انسان پژوهی دینی شماره 30
انتهای متن/
95/04/28 - 02:01
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/29 - 02:33
شماره: 13950428001323
کانونxad های ارزیابی، ابزاری مهم و مؤثر برای انتخاب و ارتقای سرمایهxad های انسانی سازمان، تشخیص نقاط قوت و ضعف ارزیابی xadشوندگان و توسعۀ شایستگیxad های آنها محسوب میxad شوند.
چکیده
کانونxad های ارزیابی، ابزاری مهم و مؤثر برای انتخاب و ارتقای سرمایهxad های انسانی سازمان، تشخیص نقاط قوت و ضعف ارزیابی xadشوندگان و توسعۀ شایستگیxad های آنها محسوب میxad شوند. بهرغم مزایای استفاده از کانون xadهای ارزیابی، فرایند استفاده از این کانون xadها دچار عارضههایی است. در این مقاله، نتایج شناسایی و اولویتxadبندی عارضهxad های کانونxad های ارزیابی و توسعه در راستای کمک به سازمانxadها در جهت استفاده بهینه از کانونxad های ارزیابی و نیل به رویکرد شایستهسالاری در سازمان xadها، با استفاده از روش دلفی ارائه شده است. ابتدا از طریق مرور ادبیات و مصاحبه با خبرگان، 42 عارضهxad، شناسایی و در ادامۀ پژوهش، اعضای پانل دلفی، سایر عارضه xadها را شناسایی و سپس آنها را اولویت xadبندی کردند. از مجموع 50 عارضۀ شناسایی xadشده، 15 عارضۀ اولیه که از نظر اعضای پانل دلفی، مهمxadتر تشخیص داده شده بود، به xadعنوان نتایج دلفی و یافتهxad های پژوهش انتخاب شد. در این میان 11 عارضه از طریق مصاحبه با خبرگان و 4 عارضه از سوی اعضای پانل دلفی ارائه شدهxad اند. عدم حمایت مدیر ارشد، بومی xadنبودن مدل شایستگی، عدم توجه به هدف کانون ارزیابی و مد تلقی xadشدن آن، عملی xadنشدن نتایج کانون جهت ارائه برنامۀ توسعۀ فردی و منحصربه xadفرد نبودن مدل شایستگی در سطح مشاغل بهxad عنوان 5 عارضۀ مهم کانونxadهای ارزیابی و توسعه، شناسایی شدند.
نویسندگان:
مهناز اکبری: دانشجوی دکتری رفتار سازمانی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
مرجان فیاضی: استادیار گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
حمزه جمشیدی: دانشجوی دکتری مدیریت منابع انسانی، دانشگاه تهران، پردیس قم
فصلنامه پژوهش های مدیریت منابع انسانی - دوره 8، شماره 1 (شماره پیاپی 23)، بهار 1395.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
برای تهدید عملی احتمال بازگشت پذیری، طبیعی است چون سیاست ما نقض برجام نیست، این تصمیمات نباید ناقض برجام باشد اما می تواند به صورت عملی نشان دهد که احتمال لغو برجام از نظر ما فراتر از حرف است.
مدعی هستیم متن برجام علی رغم داشتن نقاط ضعف، توافقی قابل قبول با برایندی مثبت است اما متناسب با چگونگی اجرا می توان «امیدها» یا «نگرانی های برجام» را تقویت یا تضعیف و آن را به «فرصتی تاریخی» یا «خسارتی محض» تبدیل کرد.
پس چگونگی اجرای برجام است که مفید یا مضر بودن این توافق را رقم می زند. رهبر انقلاب نیز پس از تصریح بر این که ما برجام را نقض نمی کنیم مگر آنکه طرف دیگر آن را نقض کند، تاکید ویژه ای داشتند مبنی بر اینکه باید حق خود را در اجرای برجام از طرف دیگر بگیریم. ما در این یادداشت پیشنهادهایی را برای اجرایی شدن مناسب برجام ارائه می کنیم.
ادامه مذاکرات برجامی و گرفتن تضمین کتبی
آمریکا طبق ماده 29 برجام ملزم است به گونه ای عمل نکند، که سیاست هایش «تاثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی سازی تجارت و روابط اقتصادی کشورها با ایران » داشته باشد . اما دستگاه حاکمه این کشور تا کنون خلاف آن عمل کرده است. بر این اساس ایران متناسب با برجام باید با شکایت به کمیسیون مشترک تعبیه شده در برجام، آمریکا را تحت فشار بگذارد. کمیسیون مشترک می تواند اهرم فشار مناسبی برای ما باشد و حتی اگر کار به نتیجه عملی نرسید، زمینه خوبی را برای تقویت اقدامات دیگر ایران فراهم می کند. این فشار نیز بهتر است بر پیگیری مطالبه بانک ها و شرکت های اقتصادی اروپایی از آمریکا برای دادن تضمین کتبی متمرکز شود. این مطالبه تاکنون در چند جلسه مشترک با دولتمردان آمریکا، توسط فعالان اقتصادی اروپایی برای رفع نگرانی هایشان از تصمیمات احتمالی دولت بعدی این کشور مطرح شده است که با مخالفت آنها روبه رو شده است بر این اساس به دلیل وجود همین مطالبه، پیش بینی می شود دیگر اعضای کمیسیون مشترک نیز در فشار به آمریکا، با ایران همراهی خواهند کرد. شایان ذکر است، اگر در دوره آغازین اجرای برجام، مطابق شرط رهبری پیش از اجرایی کردن تعهدات مان، نامه مکتوبی از دولت آمریکا در لغو تحریم ها گرفته می شد، احتمالا ما اکنون دچار چنین چالشی نبودیم اما جلوی ضرر را از هرکجا بگیریم منفعت است.
سرعت دادن به توسعه صنعت هسته ای
سرعت عمل بیشتر در توسعه صنعت هسته ای از ضرورت های اجرای برجام است و دو فایده را به دنبال خواهد داشت؛ اولا باعث می شود اگر روزی برجام بعد از نقض اساسی توسط طرف مقابل لغو شد، ما دست پیش را داشته باشیم و منفعت بیشتری از بازگشت پذیری ببریم. ثانیا همان طور که پیشرفت هسته ای ما باعث گرفتن امتیازهای مهم شد، توسعه سریع این صنعت باعث می شود طرف مقابل مجبور به اجرای کامل تعهداتش در لغو کامل تحریم های هسته ای شود.
ظرفیت هیئت نظارت و ضرورت تهدید عملی
همان طور که رهبری انقلاب هم تاکید کردند ما توان بسیار بالایی برای سرعت بازگشت پذیری داریم که از این ابزار برای گرفتن حق مردم ایران در لغوکامل تحریم های هسته ای می توان استفاده کرد(بیانات در دیدار کارگزاران نظام) نکته مهم در این زمینه این است که استفاده از این مسئله تنها وقتی کارایی لازم را دارد که طرف مقابل به صورت عملی تهدید شود و نه فقط در بیان مذاکراتی.
به نظر می رسد هیئت نظارت بر اجرای برجام که مجموعه ای فراقوه ای است، ظرفیت قابل توجهی برای این امر دارد و تصمیمات این هیئت چون بعد از تایید رهبری انقلاب نهایی می شود، از جایگاه محکمی برای چانه زنی برخوردار است. هیئت نظارت باید در برابر بدعهدی های فرامتنی برجام آمریکا، تصمیماتی بگیرد که 1+5 را نگران لغو برجام و بازگشت پذیری کند تا با فشار دیگر کشورها در کمیسیون مشترک مخصوصا جناح اروپایی آن، آمریکا مجبور به دادن تضمین های لازم برای لغو کامل تحریم ها شود.
پیشنهاد متوقف کردن تغییرکاربری سایت فردو
برای تهدید عملی احتمال بازگشت پذیری، طبیعی است چون سیاست ما نقض برجام نیست، این تصمیمات نباید ناقض برجام باشد اما می تواند به صورت عملی نشان دهد که احتمال لغو برجام از نظر ما فراتر از حرف است. دادن پیشنهادهایی در این باره بسیار فنی است و نیاز به اطلاعات و اشراف کامل دارد اما با همین اطلاعات ناقص، پیشنهادی ارائه می شود تا منظور اصلی بیشتر روشن شود. به عنوان مثال پیشنهاد می شود هیئت نظارت به صورت رسمی تصویب کند، تصمیماتی که پیش از این مطابق برنامه هسته ای ایران برای تغییر 2 زنجیره سایت فردو به زنجیره تولید ایزوتوپ های پایدار گرفته شده است تا زمان رفع کامل تحریم های هسته ای متوقف شود و همچنین سازمان انرژی اتمی ایران موظف شود طرح عملیاتی تجهیز این سایت به سانتریفیوژهای نسل های بعدی را آماده و به هیئت نظارت ارائه کند، تا در صورت لغو برجام، فردو با سانتریفیوژهای پیشرفته تر در هر دو بال خود، دوباره به غنی سازی با غنای بالا اقدام کند.
این تصمیم گرچه سرعت رشد فناوری ما در تولید ایزوتوپ های پایدار را کاهش می دهد اما به طرف مقابل به صورت عملی نشان می دهد که تصمیم به لغو در برجام کاملا محتمل است و درصورت بازگشت پذیری نیز با ایران هسته ای قوی تر روبه رو خواهند بود لذا قدرت چانه زنی برای اجرایی شدن کامل برجام در عمل فراهم تر می شود.
اروپای دوم و شکاف در جبهه غرب
قبلا که روزنامه خراسان با تولید ادبیاتی جدید، پیشنهاد تمرکز بر «اروپای دوم» را مطرح کرد، کمتر کسی می پذیرفت که شکاف در جبهه غرب شدنی باشد اما امروز به وضوح تفاوت های بین اروپا و آمریکا و همچنین بین کشورهای اروپای دوم و تروئیکای انگلیس، فرانسه و آلمان قابل مشاهده است.
اگر به گزارش وزارت خارجه در اجرای برجام هم مراجعه کنیم می بینیم که کشورهای اروپای دوم مانند ایتالیا و اتریش تعاملات اقتصادی زیادی را با ایران شروع کرده اند. واقعیت این است که شکاف در جبهه غرب یعنی بین اتحادیه اروپا و آمریکا و همچنین شکاف درون اتحادیه اروپا، زمینه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی زیادی دارد. این استراتژی قبلا توسط چین و اکنون توسط روسیه دنبال می شود. بهترین راه مجبور کردن آمریکا برای عمل و به تعهداتش در لغو کامل تحریم های هسته ای، فشار آوردن از طریق کشورهای اروپایی است. اروپایی ها مخصوصا کشورهای اروپای دوم اولا تضاد منافع استراتژیکی با ایران ندارند که با ایران دشمنی کنند. ثانیا نگرانی شان از لغو برجام و بازگشت به شرایط گذشته به دلیل نزدیک تر بودن به منطقه آسیا، خیلی بیشتر از آمریکایی هاست. ثالثا در شرایطی که در بحران اقتصادی به سر می برند و نگران بحران انرژی در آینده نیز هستند، منافع زیادی از لغو کامل تحریم های هسته ای می برند و رابعا برای مقابله با تهدید داعش نیازمند ایران به عنوان تنها کشور با ثبات منطقه و موثرترین کشور در از بین بردن این تهدید امنیتی این روزهای اروپا هستند.
دولت اعم از وزارت خارجه،صنایع و نفت، باید با ایجاد میزهای مخصوص این کشورها، پروژه تعامل با اروپای دوم را کلید بزنند. فراموش نکنیم در ماجرای قانون روادید فشار اروپایی ها باعث عقب نشینی دولت اوباما شد ضمن آنکه به یاد داشته باشیم حتی اگر نتوانیم از این مسیر به اجرای کامل لغو تحریم ها دست پیدا کنیم، خواهیم توانست از اجماع بعد از لغو احتمالی برجام جلوگیری کنیم.
قوی شدن در اقتصاد
واقعیت این است که هرآنچه گفتیم در مقایسه با نکاتی که ذکر خواهد شد، از اهمیت بسیار پایین تری برخوردار است. اگر بخواهیم برجام به طور کامل در عمل اجرا شود چاره ای نداریم جز این که از نظر اقتصادی قوی شویم و نیازمان به طرف مقابل را کم کنیم و این اتفاق نمی افتد مگر آن که تمام ظرفیت های کشور مخصوصا دولت و به ویژه بخش های اقتصادی آن، حرف زدن را کنار بگذارند و وارد صحنه اقدام و عمل شوند. به نظر می رسد مشکل اصلی این است که تمام بار اجرایی شدن برجام صرفا بر دوش وزارت خارجه گذاشته شده است در حالی که در اجرای برجام بار اصلی بر دوش بخش های اقتصادی دولت است.
از حفره های بزرگ در تحریم ها استفاده نمی شود
روشن است که ساختار تحریم های هسته ای همچنان باقی مانده است و مادامی که همه تحریم های هسته ای رفع نشود، ما نمی توانیم بگوییم برجام به نفع ما بوده است اما یک واقعیت نیز وجود دارد که در حصار تحریمی که دور کشور کشیده شده بود، حفره هایی بزرگ ایجاد شده است. این حفره ها به اندازه ای بزرگ است که اگر تیم اقتصادی دولت مخصوصا وزارت صنعت، معدن و تجارت، هوشمند، فعال، پویا و اهل عمل باشد، می تواند اقتصاد کشور را از رفع تحریم ها تا حد زیادی منتفع کند (البته تحریم ها اگر کامل هم رفع شود بیش از 30 درصد در اقتصاد تاثیر نخواهد گذاشت) اکنون کشورهای شرقی مانند چین، روسیه، هند و حتی کره و ژاپن مشکل بسیار کمتری مخصوصا در حوزه بانکی دارند. مراوده اقتصادی ما با کشورهایی که به آن ها نفت می فروشیم و می توانیم با ارز خودشان نیازهای کشور را وارد کنیم، می تواند تا حد زیادی نیازهای صنایع ما را پوشش دهد. بسیاری از بانک های کوچک اروپایی، همکاری با فعالان اقتصادی ایران را آغاز کردند و در صورتی که بخش بازرگانی کشور فعالانه وارد عرصه عمل شود، می تواند نیازهای صادراتی و وارداتی صنایع کوچک و متوسط ما را برطرف کند.
آقای رئیس جمهور در تغییر وزیر تجارت تردید نکنند
خلاصه آنکه ما پیش از این از روزنه های کوچکی در سد تحریم ها، کارهای بزرگی در دور زدن تحریم ها می کردیم و کشور را با آن اداره می کردیم اما اکنون از این حفره های بزرگ، نتوانستیم استفاده ای درخور ظرفیت آن کنیم.
اگر بخش های اقتصادی دولت وارد عرصه اقدام و عمل در استفاده از ظرفیت های ایجاد شده ناشی از لغو تحریم ها شوند، از همین تحریم های لغو شده می توان به نتایجی رسید که اولا اقتصاد ایران بهره ای بسیار بالاتر از برجام ببرد ، ثانیا با بی نیاز شدن به رفع بقیه تحریم ها، آمریکا را مجبور به اجرای تعهداتش کند و ثالثا با بهره های اقتصادی به دست آمده، هزینه منفعت بازگشت پذیری به نفع ما سوق پیدا کند.
در این زمینه روشن است که بار اصلی استفاده از ظرفیت فعلی ایجاد شده در رفع تحریم ها بر دوش وزارتی است که مسئولیت فعالیت بازرگانی بین فعالان اقتصادی خارج و داخل را به عهده دارد و با توانی که وزیر صنعت، معدن و تجارت در طول سه سال گذشته از خود نشان داده است، بعید است اتفاق جدیدی در پویایی این وزارت خانه در استفاده از ظرفیت های پسابرجام ایجاد شود لذا به نظر می رسد، هر روز تاخیر آقای روحانی در جایگزین کردن فردی اجرایی،عملگرا و جوان تر با وزیر فعلی، ضرر به منافع ملی و دولت ایشان است.
کلام اول و آخر؛اقتصاد درون زا و برون گرا
روزی که مذاکرات هسته ای شروع شد، رهبری نظام تاکید داشتند که ما چاره ای نداریم جز اینکه از نظر اقتصادی خود را قوی کنیم، بعد از تصویب برجام و در نامه مربوط به اجرای برجام نیز بعد از ابراز خرسندی مجدد تاکید بر اقتصاد مقاومتی داشتند اما خیلی از دولتمردان باوری به این امر نداشتند و منتظر نتایج برجام در اقتصاد ایران بودند به گونه ای که به صورت رسمی در اولین طرح خروج از رکود، رفع تحریم ها یکی از گام های اصلی برنامه دولت اعلام شد. امروز شاید دیگر همه قبول داشته باشند که نه تنها اقتصاد ما بلکه حتی اجرایی شدن برجام نیز، نیاز به اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی دارد و اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی نیز نیازمند اقدام و عمل است.
محمد سعید احدیان
انتهای متن/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/28 - 07:33
شماره: 13950427001593
تفاوت آماری معنادار در نیرومندی همبستگی بین دینداری والدین و رشد اخلاقی دانش آموزان برای دختران و پسران وجود دارد.
چکیده
این پژوهش با هدف تبیین آموزه های دینی والدین در رشد اخلاقی کودکان دبستانی صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی ـ مقطعی از نوع همبستگی بود. بر این اساس از میان تمام دانش-آموزان دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 94 ـ 93 نمونه ای به حجم 60 نفر (30 نفر دختر و 30 نفر پسر) با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سنجش دینداری خدایاری فرد، آزمون رشد اخلاقی کلبرگ و پرسشنامه محقق ساخته تربیت دینی استفاده شد. یافته های پژوهش از طریق آزمونهای همبستگی و خی دو (مجذور کا) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نشان داد که بین دینداری والدین و رشد اخلاقی کودکان رابطه معناداری وجود دارد 497/0= r و مراحل رشد اخلاقی کودکان 7 تا 12 سال با الگوی کلبرگ مطابقت دارد به گونه ای که به موازات بالا رفتن سن، سطح استدلال اخلاقی آنان نیز رشد می یابد و بین تربیت دینی والدین و رشد اخلاقی کودکان دبستانی رابطه معنادار وجود دارد 9/27 2 = x. هم چنین یافته ها نشان داد که تفاوت آماری معنادار در نیرومندی همبستگی بین دینداری والدین و رشد اخلاقی دانش آموزان برای دختران و پسران وجود دارد.
نویسندگان:
مهرانگیز شعاع کاظمی, سیده آتنا میر محمد حسین اوشانی, فرزانه نقیب
فصلنامه پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی - سال بیست و سوم، شماره 29، زمستان 1394.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/27 - 16:28
شماره: 13950427001207
با این اصلاحیه، شورای نگهبان با استناد به اصل 57 قانون اساسی و نظر به ابلاغیه 9/4/94 رهبر انقلاب، بایستی «لایحه تنظیم برخی احکام برنامه های توسعه کشور» را به دلیل «عدم اعمال سیاست های کلی» برای اصلاح مجدد به مجلس عودت نماید.
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی امروز برای تأمین نظر شورای نگهبان درباره لایحه احکام دائمی برنامههای توسعه کشور، اقدام به حذف مادهای کردند که مجلس بهدرستی و وفق بند 4 سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه، به لایحه دولت الحاقیه زده بود.
«لایحه تنظیم برخی احکام برنامههای توسعه کشور» که سال گذشته از سوی دولت به مجلس ارائه شد، دارای ایرادات و نقایص فراوانی بود که ازجمله این نواقص، رعایت نشدن بند 4 سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه درباره انعقاد پیمانهای پولی دو و چندجانبه بود. لذا مجلس شورای اسلامی در اولین مادهای که بهعنوان الحاقیه به لایحه دولت اضافه کرد، این نقیصه را برطرف نمود:. در ماده الحاقی یک آمده بود «بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مکلف است با هماهنگی وزارت امور خارجه و همکاری وزارتخانههای امور اقتصادی و دارایی، نیرو، نفت و صنعت، معدن و تجارت، با کشورهای عمده طرف تجاری ایران، زمینه انعقاد پیمان پولی دوجانبه یا چندجانبه را فراهم آورد و شرایط را برای استفاده از پولهای ملی هموار نماید».
اهمیت این ماده الحاقی آنجا بود که با انعقاد پیمانهای پولی دو و چندجانبه، وابستگی کشور به ارزهایی چون یورو و دلار به طرز قابلتوجهی کاهش پیدا میکرد و تجارت میان ایران و طرفهای تجاری اصلی، بدون دخالت ارز ثالث صورت میگرفت. هماکنون چین با بیش از 50 کشور چنین پیمانهایی را منعقد کرده و عملاً در تجارت با این کشورها نیاز به تراکنش دلار و مانند آن ندارد. ورود ایران به چنین پیمانهایی نهتنها کشور را در مقابل تحریم دلار و یورو بیمه میکند، بلکه با سهمی که درمجموع این پیمانها در جهان دارد، به جایگاه هژمونیک دلار در جهان آسیب جدی وارد میسازد. نکته قابلتأمل و تأسف این است که پس از اینهمه آسیبپذیری از وابستگی ایران به دلار در تجارت خارجی و استفاده دشمن شماره یک کشور یعنی آمریکا از دلار بهعنوان ابزار تحریم، انتظار طبیعی این بود که بانک مرکزی جمهوری اسلامی برای مقابله با تحریمها و پیشگیری از آسیبهای آتی، در انعقاد این پیمانها پیشقدم باشد. اما متأسفانه باوجوداینکه کشورهای دیگر تجربه موفقی در این زمینه داشتهاند،مطالعاتی جدی دراینباره صورت گرفته و پیشنهادهایی برای انعقاد پیمان پولی میان ایران و چین، روسیه، ترکیه، هندوستان،کره و حتی کشورهای اروپائی ارائهشده، دولت محترم از انعقاد این پیمانها اجتناب ورزیده است. فقدان بندی در رابطه با پیمانهای پولی در لایحه تنظیم برخی احکام برنامههای توسعه کشور که دولت به مجلس ارائه کرد، عزم دولت یازدهم را برای عملی نکردن این سیاست بیشازپیش نشان داد.
هرچند مجلس محترم در ماده یک الحاقی خود به لایحه مذکور، این نقیصه را برطرف نمود، اما امروز تحت عنوان برطرف کردن ایرادات شورای نگهبان، این ماده الحاقی حذف شد. درصورتیکه ایراد شورای نگهبان بههیچوجه ناظر به این ماده الحاقی نبوده است.
شورای نگهبان در جلسه 17 خرداد خود، ایرادی که به لایحه مذکور گرفت این بود که «اصلاحات و الحاقاتی که در متن لایحه تقدیمی دولت توسط مجلس بهعملآمده کلاً در 50 ماده به تصویب رسیده است با عنایت به اینکه قریب به 70 ماده بهعنوان مواد الحاقی به آن افزوده شده» و لایحه دولت با مصوبه مجلس ماهیتاً اختلاف فاحش پیدا کرده است. ظاهراً نمایندگان محترم مجلس برای رفع این «ایراد شکلی»، تصمیم به حذف برخی مفاد الحاقی باهدف کاهش تعداد آنها گرفتهاند و ماده الحاقی مربوط به پیمان پولی نیز قربانی این تصمیم شده است. حالآنکه نمایندگان محترم با این اقدام خود، لایحه را در تضاد با سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه که در تاریخ نهم تیرماه 94 از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ شد، قرار دادهاند.
این است که با این اصلاحیه، شورای نگهبان با استناد به اصل 57 قانون اساسی و نظر به ابلاغیه 9/4/94 رهبر انقلاب، بایستی «لایحه تنظیم برخی احکام برنامههای توسعه کشور» را به دلیل «ابهام» ناشی از «عدم اعمال سیاستهای کلی»، برای اصلاح مجدد به مجلس عودت نماید.
انتهای پیام/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
در آینده نظامیان بیشتر در صدد تحقق بخشیدن به رؤیاهای آقای اردوغان و حزب عدالت و توسعه خواهند بود و شاید نظر آقای اردوغان این باشد که نظامیان و ارتش ترکیه در آینده بازوی نظامی رؤیای نوعثمانی وی باشد.
قبل از بررسی کودتای اخیر ترکیه باید به بیان علل آن پرداخت. بنابراین پس از اشاره به زمینهها و علل داخلی و خارجی وقوع کودتا به اصل آن و اینکه آیا یک کودتای واقعیست یا شبه کودتا یا یک نمایش خواهم پرداخت. در واقع دو حادثه و مسأله داخلی علائمی بر حوادث آتی ترکیه طی ده روز اخیر بودند و آشنایان با مسائل ترکیه این علائم را خوشایند تلقی نمیکردند. نخستین علامت دستگیری وسیع و همه جانبه طرفداران آقای فتح اله گولن و تحت تعقیب قرار دادن آنها طی ده روز گذشته بود. عامل دیگر تلاشهای آقای اردوغان جهت تعیین تکلیف هر چه سریعتر بحث نظام ریاستی بود. این دو مسأله داخلی ترکیه در کودتای اخیر نمود و بروز کاملی یافت. به علاوه در زمینه خارجی شاهد تغییر رویهای در موضوع سوریه حداقل در گفتار مقامات ترک (به ویژه نخست وزیر آقای بن علی یلدریم) و نشانههای تغییری (مبنی بر اینکه گویا آمریکا و روسیه در طی توافقی قصد رتق و فتق امور سوریه را دارند) مشاهده شد. اما همین مسائل زمینه ساز وقوع کودتا گردید.
اما آیا میتوان بر این واقعه نام کودتا گذاشت؟ در پاسخ باید گفت نکاتی وجود دارد که این کودتا را حداقل در قیاس با سایر کودتاهای پیشین شبهه انگیز میکند. نخست زمان وقوع کودتا میباشد. کودتا ساعت یازده شب اتفاق افتاد و روز بعد (شنبهها) در ترکیه تعطیل است. طبیعی است که به دلیل تعطیلی پیش رو مردم تا پاسی از شب بیرون از خانه باشند. در واقع چرا کودتا ساعت یازده شب اتفاق افتاد و تانکها عملاً تنگههای بسفره و به ویژه پلها را مسدود مینمایند و تمام علائم کودتا ساعت یازده شب نشان داده میشود؟ یعنی به جای آنکارا تمرکز بر استانبول بود و علی رغم اینکه آنکارا پایتخت ترکیه میباشد راههای منتهی به استانبول و فرودگاه آتاتورک در استانبول مسدود میشود؟ در این بین با توجه به اینکه نظامیان و ارتش ترکیه سوابق کودتاهای مختلف تماماً موفقیت آمیز دارند چرا تدابیری برای دستگیری و احیاناً بمباران مناطق اقامت اردوغان اندیشیده نشده است؟ این در حالی است که ارتش میدانست که اردوغان شخصیتی کاریزماتیک است و تقریباً کشور را در اختیار دارد. بنابراین چنانچه هدف پیروزی کودتاست بود باید در مورد اردوغان فکری می کردند تا در لحظات اولیه کودتا دستگیر شود. ولی اردوغان تقریباً آزاد بود.
مسأله دیگر عدم همکاری رئیس ستاد ارتش با کودتاچیان است. تقریباً در تمامی کودتاهای پیشین رئیس ستاد ارتش اعلامیه کودتا را قرائت و رسماً اعلام کودتا مینمود. ولی در این کودتا رئیس ستاد هیچگونه همکاری نکرد و افرادی مانند آقای محرم کوسا رهبری (مشاور وی) کودتا را بر عهده داشتند. نکته دیگر عدم برخورد مسلحانه گسترده با مردم میباشد. در سال 1980 از خونینترین کودتاهای قرن بیستم در ترکیه اتفاق افتاد و دهها هزار نفر و حتی به روایتی هشتاد هزار نفر کشته، ناپدید و مجروح شدند ولی کودتای اخیر علی رغم نزدیک به صد- صدوپنجاه نفر کشته چندان خونین به حساب نمیآید. نکته دیگر این است که در اکثر کودتاها در سال 1961، 1980 و 1971 نیروی زمینی وارد عمل شده و قلب کودتا نیروی زمینی بود، اما در کودتای اخیر خبری از نیروی زمینی نبود و نیروی دریایی و ژاندارمری سامان دهنده کودتا میباشند. این امر نشان دهنده وجود شکافهای چند لایه در ارتش در کودتای اخیر میباشد. مسأله دیگر عدم تصرف مراکز حساس ، اساسی و استراتژیک مانند کاخ ریاست جمهوری میباشد. یعنی تنها فرودگاه و شبکه ملی ترکیه تنها برای چند ساعت تصرف شده و در سایر مراکز چنین نشد. این امر در نگاه اول تا حدی کودتا را شبهه انگیز میکند. بنابراین طبیعی است که با چنین برنامه ریزی، کودتا نافرجام خواهد بود. به همین دلیل از زمان وقوع تا کنون بسیاری از این واقعه تعبیر به شبه کودتا نموده و برخی معتقدند از طریق آقای اردوغان سازمان دهی شده است. نگارنده به طور کامل با این موضوع موافق نیست ولی ابعاد و زوایای ناشناختهای وجود دارد که بایستی در آینده مورد بررسی قرار گیرد.
زمینه ها و علل وقوع کودتا از طرف نظامیان
با روی کار آمدن آقای اردوغان و در همان سالهای اول یعنی سالهای 2004 و 2005 زمزمههایی وجود داشت تا حزب عدالت و توسعه منحل و به نحوی همان کودتای پست مدرن علیه آقای اربکان در سال 1997 علیه آقای اردوغان نیز انجام پذیرد. لیکن کیاست آقای اردوغان و تیم هدایت وی باعث شد که وی بر اساس اصول پراگماتیسم آرام آرام با شرایط مطابقت یابد. یعنی بر خلاف آقای اربکان (که تقریباً در مقابل اصول کمالیسم ایستاد و به ویژه علیه اسرائیل شعارتندی میداد و حتی طرفداران وی آتاتورک را پدر خود نمیدانستند) اردوغان بسیار زیرکانه صبر کرد، پذیرفت، کوتاه آمد و تسویه تدریجی در ارتش را آغاز نمود. از آن زمان تا کنون در چندین نوبت تسویههای عظیمی به ویژه در سطوح عالی و ژنرالهای ارتش انجام داد. ولی با این حال هنوز افراد ردهی دوم ارتش از طرفداران فتح اله گولن و جریان خدمت بودند. این گروه در ارتش تحت عنوان صلح برای جهان نفوذ کرده و کانون آن در ارتش در میان افسران ارشد (افسرانی با درجه ستوان به بالا تا سرهنگ) نفوذ داشتند. در کودتای اخیر نیز تنها یک یا دو ژنرال عالی مقام مشاهده میشود و سایرین از ستوان تا سرهنگ و به عبارتی افسران جزء و افسران نسبتاً عالی میباشند. لذا این گروه احساس میکردند به زودی از سوی آقای اردوغان مورد تسویه قرار میگیرند. بنابراین به نظر من چارهای جز کودتا نداشتند. این گمانه وجود دارد که این افراد چه کودتا انجام بدهند و چه انجام ندهند از ارتش تسویه خواهند شد و لذا آخرین راه حل اقدام به کودتا میباشد. در چنین شرایطی تصمیم گرفتند که آخرین برگ خود را رو نمایند. این موضوع به اعتقاد نگارنده گمانه ایست. البته آقای اردوغان کل جریان کودتا را منتسب به آقای گولن میداند. ولی به اعتقاد نگارنده بیش از این که کل این جریان به پنسیلوانیا و محل اقامت آقای گولن مرتبط باشد، کما این که چندین بار هم از سوی آقای اردوغان و هم از سوی نخست وزیر اعلام شده است، انشقاق و لایههای متضاد ارتش باعث ایجاد کودتا گردید و با توجه به آینده رو به اضمحلال خود دست به کودتا زدند. چنانچه در این کودتا نیروی زمینی و نیروهای پلیس در آن حضور نداشتند اما تنها بخشی از نیروی دریایی و ژاندارمری در کودتا حضور داشت.
آینده مناسبات ارتش و دولت ترکیه و پیامدهای کودتا در ترکیه
هر چند بسیاری از تحلیلگران و به ویژه تحلیلگران عرب این کودتا را با کودتای آقای سیسی و انقلاب مردم مصر مقایسه کرده اند اما به اعتقاد نگارنده شباهت چندانی ندارد و بر خلاف مقایسههای انجام شده ترکیه به پاکستان و مصر شباهتی ندارد. در این بین این کودتا با چهار کودتای قبلی ترکیه دو وجه تمایز داشت که اهمیت بالایی داشتند. نخست نقش پررنگ جامعه مدنی ترکیه و شبکههای اجتماعی میباشد. تأثیر این شبکههای اجتماعی به گونهای بود که مردم از دیشب تا کنون در خیابانها حضور دارند. بدین ترتیب شبکههای اجتماعی نقش بسیار مهمی داشت. حتی در کودتاهای قبلی اعلامیهها از طریق تلویزیون منتشر میشد در حالی که در کودتای اخیر آقای اردوغان از طریق تلفن همراه و به کمک اسکایپ و شبکههای اجتماعی اولین سخنرانی خود را در میان طرفدارانش انجام داد. در کودتاهای قبل اعلامیهها در کاخ ریاست جمهوری و پادگانها قرائت میشد ولی آقای اردوغان بعد از کودتا و در حین کودتا در میان طرفداران خود سخنرانی کرد. این وجه بارز و بسیار مهم میباشد. نکته دوم احساسات مذهبی مردم است که بر خلاف سایر کودتاها بسیار قوی بود. شب گذشته و پس از جریان کودتا رئیس سازمان دیانت اعلام کرد که برای دموکراسی و حفظ وطن خود در منارهها و مساجد ترکیه اذان خواهیم گفت و این اتفاق هم افتاد. چنانچه اساساً سازمان دهی بخش بزرگی از مردم در مساجد رخ داد. این نکتهای یاد آور انقلاب اسلامی مردم ایران و بسیاری از راهپیماییهای سال 1357 میباشد. در واقع افراد اطراف آقای اردوغان گرایشهای مذهبی دارند.
به نظر نگارنده پیامدهای این کودتا تضعیف بیش از پیش ارتش و تسویه آن از افسران وابسته به جریان گولن میباشد. حتی آقای اردوغان و نخست وزیر ترکیه تا جایی پیش رفتهاند که استرداد آقای گولن را از آمریکا خواستار شدهاند. نکته دیگر جریان کاریزماتیک و یا پوپولیستی است که آقای اردوغان از آن استفاده میکند. حتی در اولین ارتباط اردوغان از طریق اسکایپ وی از مردم خواست به خیابانها بیایند و این تقاضا را چند بار تکرار کرد. حتی نخست وزیر نیز در آخرین پیام خود از مردم خواست که شب بعدی هم در خیابانها حضور داشته باشند. به اعتقاد نگارنده این جریان پوپولیست در حوادث دیگر به ویژه در رفراندوم مربوط به ریاست جمهوری دامن زده خواهد شد و شاهد گردهمایی و لشکرکشی خیابانی از جانب آقای اردوغان و حزب عدالت و توسعه خواهیم بود. دومین مسأله این است که آقای اردوغان به شخصیت خود بیشتر خواهد پرداخت. کاریزمایی وی بیشتر خواهد شد و همین مسأله وی را برای تغییر نظام سیاسی از نخست وزیری به ریاستی و برگزاری رفراندوم تشویق خواهد کرد. همچنین در این نگاه جریان رؤیای نو عثمانیسم نیز در افق بلند مدت آقای اردوغان با رنگ و بوی اخوانی نمود بیشتری خواهد یافت.
علاوه بر این مسأله سوریه هنوز پایان نپذیرفته است. هر چند در زبان و در بیان و اعلانی شاهد تغییر در لحن رهبران ترکیه میباشیم اما آقای بن علی اظهار میدارد: ما خواهان حفظ روابط خوب و دوستانه با سوریهی بدون اسد هستیم. لذا تا وقتی که تغییر عملی در مناسبات ترکیه نسبت به سوریه، گروههای تکفیری و همچنین نسبت به کردها مشاهده نگردد ناامنیها و عدم ثبات در ترکیه ادامه خواهد داشت. هر چند آقای اردوغان موفق به یکدست سازی ارتش ترکیه شود، ولی مسائل مربوط به سیاست خارجی نیازمند بازبینی در استراتژیها میباشد. گذشته از این معمولاً در طول تاریخ ترکیه روابط سیاست مداران با نظامیان بر سر اصول بر اساس جمهوری و کمالیسم است. اما با توجه به تسویههای عظیم انجام پذیرفته احتمال وقوع کودتایی دیگر در آینده بسیار ضعیف و بعید میباشد. به اعتقاد نگارنده در آینده نظامیان بیشتر در صدد تحقق بخشیدن به رؤیاهای آقای اردوغان و حزب عدالت و توسعه خواهند بود و شاید نظر آقای اردوغان این باشد که نظامیان و ارتش ترکیه در آینده بازوی نظامی رؤیای نوعثمانی وی باشد.
انتهای متن/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
نیچه در اعتراض به رویکردهای پیشین نسبت به انسان، درصدد برآمد تا ضمن بازتعریف جایگاه انسان در جهان، به بحرانxadهایی که مدرنیته پیش xadروی جامعه انسانی نهاده بود، پاسخی درخور دهد.
چکیده
تلاش جهت تبیین جایگاه انسان در جهان، یکی از محورهای اصلی تفکر فلسفی مغربxad زمین بوده که ماحصل آن، نظریات مختلفی چون ابرمرد نیچه است. نیچه در اعتراض به رویکردهای پیشین نسبت به انسان، درصدد برآمد تا ضمن بازتعریف جایگاه انسان در جهان، به بحرانxadهایی که مدرنیته پیش xadروی جامعه انسانی نهاده بود، پاسخی درخور دهد. نظریه ابرمرد در چنین بستری شکل گرفت.
اما این نظریه نیز بسان دیگر نظریات و مکاتب بشری، تناقضات و ایرادات عمدهxadای با خود به همراه داشت که سیل انتقادات را به سمت خود روانه ساخت. این نظریه با مبانیxadای چون نسبیتxadباوری، بنیادگریزی و ترجیح تن بر روان در مقابل تفکر دینی قرار میxadگیرد؛ بنابراین انتقاداتی از سوی اندیشه دینی بر آن وارد است. از طرفی این نظریه با تناقضات درونی همچون ایجاد بنیادی متصلب، تأکید بر حقانیت نظریه ابرمرد و عدم ارائه الگوی بدیل مواجه است. این تحقیق ضمن واکاوی ابعاد نظریه ابرمرد نیچه در چارچوبی نو، به نقد و بررسی آن از جنبهxadهای دینی و عقلی پرداخته است.
کلیدواژگان
مدرنیسم؛ نیچه؛ ابرمرد؛ نسبیت معرفتی
مقدمه
انسان همواره مرکز ثقل تفکر فلسفی در مغربxadزمین بوده است. چگونگی تعامل وی با جهان، دامنه و نحوه معرفت به اعیان، چگونگی تعامل با همنوع و مسائلی از این قبیل، چارچوب فکر فلسفی غرب را تشکیل میxadدهد. تمرکز بُعد ایدئالیستی فلسفه غرب بر مقوله انسان موجب فربهxadسازی وی و در نهایت مستحیل شدن جهان اعیان شد. استحاله ابژه، رهاوردی جز برکشیدگی و استعلای سوژه نداشت.
چنین روندی بنیانxadهای متافیزیکیxadای را بنا نهاد که شاکله آن وصول ذهن بشری به درونگی عالم هستی و کنترل بر بیرونگی آن است. نحوه اتصال این درونگیxadها به امر بیرونه، محور اندیشه افرادی چون افلاطون (ایده و سایه)، ارسطو (صورت و ماده) و آگوستین (شهر خدایی و شهر زمینی) قرار گرفت. چنانxadکه هویداست، ایجاد ثنویت درون - بیرون و امکان اتصال به بیرون جهت شناخت و کنترل آن، متافیزیک متصلبی را بنیان نهاد که نهxadتنها پای از دنیای مادی بیرون نهاد، بلکه در بازگشت به عالم، پای بر آن نهاد. فلسفه روشنگری در اعتراض به چنین روندی شکل گرفت.
فربهxadسازی رادیکال سوژه و برکشیدگی ذهن و اتکای آن به کرسی معلّای حقیقت مطلق، مدرنیته را بر آن داشت تا فلسفه را از آسمان به زمین کشاند و باد نخوت انسان پیشامدرن را که حاصل اتصال وی به امر درونه است، فرونشاند؛ شاید از این منظر، جهان اعیان را به میدان بازی فلسفه بازگرداند و آبادانی آن را پس از ویرانی زیر چکمهxadهای عقل پیشامدرن، نشانه رود. اما اینxadبار نیز چنین نشد.
عقل مدرن در دستگاه فلسفی اندیشمندانی چون دکارت و کانت چنان فربه شد که سوژه پیش از خود را نحیف جلوه میxadداد. شروع فلسفه دکارت از اندیشه و در نتیجه استعلای عقل بشری و ایجاد ثنویت نومن - فنومن توسط کانت و امکان معرفت به پدیدهxadها (فنومنxadها) از طریق عقل خودبنیاد، پایهxadهای عقلانیتی خودبنیاد را بنا نهاد که نهxadتنها کمکی به تعادل سوژه و ابژه نکرد، بلکه بار دیگر سوژه را چنان استعلا بخشید که ابژهxadها در سایه آن نابود شدند. فلسفه نیچه در اعتراض به چنین روندی شکل گرفت. نیچه ضمن اعتراض به بنیادهای ایجادشده پیشین، فلسفهxadای نوین بنا نهاد تا از رهگذر آن تعادل را به عرصه هستی بازگرداند و تکامل را به آن هدیه دهد.
وی در این مسیر ابتدا بنیادهای پیشین را فروریخت و سپس درصدد بازسازی آن برمبنای پیشxadفرضxadهای خود برآمد. ابرمرد وی از دل چنین رویهxadای برخاست. وی در این راستا ابتدا به «فرورفتن آدمی» و سپس به «فرارفتن» وی اشاره میxadکند. نیچه میxadکوشد سوژه مستعلی ساختهxadشده توسط عقلانیت مدرن و پیشامدرن را نابود کند و سپس مدل پیشنهادی خود را که همان ابرمرد است، عرضه نماید. وی تأکید میxadکند که «من به شما ابرانسان را میxadآموزم. انسان چیزی است که باید بر آن چیره شد» (نیچه، 1362، ص22-21). اما چنانxadکه در ادامه بدان خواهیم پرداخت، این نظریه خود تبدیل به بنیادی متصلب شد که پیش از این عالم اندیشه به خود ندیده بود.
تحقیق پیش رو بر آن است تا بهxadصورت مشخص نظریه ابرمرد نیچه را مورد واکاوی قرار دهد و سپس از منظر آموزهxadهای اسلامی و همچنین مبانی عقلی به نقد و بررسی آن بپردازد. بنابراین این تحقیق بهxadدنبال پاسخxadگویی به دو پرسش است: اول اینکه نظریه ابرمرد نیچه چیست و مبانی آن کدام است؟ دوم آنکه چه انتقادهایی بر آن وارد میxadباشد؟
مبانی فکری نظریه ابرمرد
نظریه ابرمرد، عصاره تفکر فلسفی نیچه است. وی میxadکوشد با نقد فلسفهxadهای پیش از خود، بستر لازم را از جهت ساختن انسان موردنظر خویش، یعنی همان «ابرمرد» فراهم کند. ابرمرد در نگاه نیچه در نتیجه فرورفتن به حیوانیت و سپس فرارفتن از انسانیت حاصل میxadشود.[1] اما شکلxadگیری ابرمرد حاصل نوع خاص نگاه انسان به خدا، جهان و خود است. انسان موردنظر نیچه قدرت را جای حقیقت میxadنشاند، با متافیزیک سر جدال دارد، تن را بر روان ترجیح میxadدهد، بنیادگریز است و اخلاق سروری را بر اخلاق بندگی ترجیح میxadدهد.
چنانxadکه پیرسون تأکید دارد، ابرانسان در دو مرحله شکل میxadگیرد: یکی فرورفتن به حیوانیت و دیگری فرارفتن به ابرانسان (پیرسون، 1375، ص156-155)؛ جدال با متافیزیک و حقیقت، بنیادگریزی و ترجیح تن ریشه در فروروی، و تأکید بر قدرت و اخلاق سروری ریشه در فراروی دارد. در ادامه به محورهایی از اندیشه نیچه که منجر به ساختن ابرمرد میxadشود، میxadپردازیم.
1. بنیادگریزی
بنیاد اندیشه نیچه را باید در فروریزی بنیادها دانست. اگر ابرمرد، عصاره فلسفه نیچه باشد، انکار، عصاره ابرمرد است؛ چنانxadکه هایدگر میxadگوید: «اَبر در کلمه اَبربشر، مشتمل بر انکار است و برون شدن و دور رفتن و فراتر رفتن بشری که تاکنون بوده؛ عنصر نفی در این انکار بدون قید و شرط است» (هایدگر، 1388، ص59)؛ انکارِ هرچه تاکنون بوده، حتی خود مستعلی.
عمارت ابرمرد در نظر نیچه بر روی خرابهxadهای بنیادهای پیشxadساخته بنا میxadشود. وی بر آن است که «آدم امروزی (مدرن) غریزه اطمینانxadبخش ندارد. نتیجه این است که نمیxadتواند کاری و چیزی پرداخته و پخته پدید آورد. [وی] هیچxadگاه نمیxadتواند بهxadتنهایی پسxadافتادگی آموزشxadها را جبران کند» (نیچه، 1377، ص90-89)؛ مگر با فروریختن بنیادهای پیشxadساخته، جهت پرداختن ابرمرد. انسان موردنظر نیچه بازنگری عمیقی در بنیادهای مورد باور خود میxadکند تا به طریقی دیگر خود را بشناسد. به همین جهت وی تأکید میxadکند که «ولع ما و اراده ما در بهxadدست آوردن شناسایی، نشانهxadای از فروریزی و نیستxadگرایی بزرگ است» (همان).
ابرمرد نیچه، انسانی در حال شدن است. در واقع صیرورت جزء جدایی ناپذیر اوست. از این منظر با هرگونه بنیادی سر ستیز دارد؛ زیرا بنیادها بودن را در آغوش میxadگیرند، نه شدن را؛ به همین جهت وی تأکید میxadکند که «ذهنxadهای تیزتر سرانجام آموختند که بدون درآویختن به این تهxadنشست زمین، از پسِ مسائل برآیند» (همو، 1362، ص48). نیچه در واقع علتی را در این دنیا که ثابت و بیxadدگرگون باشد، نمیxadشناسد. برای او ذات عالم در حال شدن بیxadپایان است و جستجو برای یافتن هر اصل ثابتی در عالم ناشی از عادتی است که ساختمان زبان بر ذهن ما نشانده است (همان).
نیچه اصل «بنیاد بهxadمثابه فضیلت» را خطرناک میxadداند. از نگاه وی، فضیلت ابداع ماست؛ بنابراین کاملاً شخصی و خصوصی است. او میxadگوید: «ژرفxadترین قوانین حفظ و بالندگی زندگانی میxadخواهد که هریک از ما فضیلت ویژه خود، یعنی فرمان مطلق اخلاقی خود را ابداع کنیم. اگر قومی وظیفه خود را با مفهوم وظیفه همچون مطلق اشتباه گیرد، نابود میxadشود. هیچxadچیز تباهxadکنندهxadتر از وظیفه غیرشخصی و نیز قربانی در پای خدای دروغین تجرید نیست» (همو، 1352، 36). ازاینxadرو نیچه بهxadصراحت اعلام میxadکند که «ما خود، ما جانxadهای آزاد، خود، ارزیابی مجدد تمام ارزشxadها هستیم»؛ این یعنی «اعلام جنگ بر ضد تمامی مفاهیم کهن حقیقت» (همان، 38).
تأکید نیچه بر ایجاد فضیلت شخصی، وی را در مقابل یونیxadمآبان افلاطونی، متألهین مسیحی و روشنفکران مدرنی همچون کانت قرار میxadدهد که درصدد ترویج فضیلت غیرشخصی و عمومی برآمدند. از نگاه وی، تکیه بر هر بنیادی خارج از نفس آدمی، روح خلاقیت را ویران ساخته و شدن را تبدیل به بودن میxadکند. به همین جهت برایان مگی بر این باور است که انسان موردنظر نیچه، اخلاق، عقل، ارزش و حقایق را از بیرون دریافت نمیxadکند، بلکه همه را خودش برای برآوردن نیازهایش میxadآفریند (مگی، 1385، ص381).
مک دانیل در شرح مخالفت نیچه با بنیان و اصول ثابت معتقد است نیچه از یک سو ثنویت و دوگانگی را رد میxadکند و از سوی دیگر به وحدتxadگرایی نیز باوری ندارد. نیچه هریک از پدیدهxadها و عناصر را بهxadتنهایی واقعی میxadداند (مک دانیل، 1383، ص20). به همین جهت بر مسائل جزئی زندگی تأکید میxadکند. نیچه در زندگیxadنامه[2] خود زمانی که مسائل جزئی زندگی خویش را شرح میxadدهد، میxadگوید: «از من سؤال خواهد شد که چرا چنین مسائل پیش پا افتاده را میxadنویسیم»؛ آنگاه در پاسخ میxadگوید:
«این مسائل پیش پا افتاده همچون غذا، سرگرمی، تفریح، آب و هوا و ... از هر مفهومی که تاکنون مهم تلقی شده، مهمxadتر هستند و دقیقاً در اینجاست که باید از نو شروع به یادگیری کرد. همه مفاهیمی که انسان تاکنون با جدیت مورد تفکر قرار داده همچون خدا، جان، فضیلت، گناه و ... تخیلات صرفxadاند» (نیچه، 1374، ص100).
تلقی «نیستxadانگارانه» نیچه نسبت به بنیادها و توجه وی به جزئیات، باب جدیدی را به روی فلسفه غرب میxadگشاید. این طرز نگاه، مسیحیت، اخلاق سنتی و فلسفه مابعدالطبیعی را حرکتxadهای نیستxadانگارانه تلقی میxadکند که خواستار نیستیxadاند و نوید خیزش انگیزهxadهای نو را میxadدهند؛ انگیزهxadهایی که یک سر در حیات روزمره دارند و یک سر در خلق فضایل شخصی (فینک، 1385، ص236-235). نیستxadانگاری مورد باور نیچه ما را در «عصر بینابین» قرار میxadدهد. همه چیز در این عصر دومعنایی است؛ چراکه علاوه بر انحطاط، نیرو یافتنی نوین است. پایان عصری از اَلم که همان فروروی است و بامداد عصری نوین که همان فراروی است (همان، ص241-236).
دلوز چیرگی نهیلیسیم بر زندگی انسان از دیدگاه نیچه را شامل پنج مرحله میxadداند: در مرحله اول، زندگی منهای قدرت و منهای هر چیزی میxadشود و انسان نسبت به زندگی احساس تنفر میxadکند. در مرحله دوم نیروهای درون انسان که در مقابل زندگی احساس تنفر میxadکنند، به خود میxadآیند. مرحله سوم آرمان زاهدانهxadای را بر زندگی تحمیل میxadکند و ارزشxadهای تقواگرایانه بار زندگی را به دوش انسان توجیه میxadکنند. مفهوم «انسان بارکش» در این مرحله معنا میxadیابد. در مرحله چهارم خدا میxadمیرد. در این مرحله ارزشxadهای استعلایی از میان رفته و ارزشxadهای انسانی جایگزین میxadشود.
اما در این مرحله نیز انسان همچنان حیوان بارکش است، با این تفاوت که ارزشxadهای انسانی جایگزین ارزشxadهای ماورایی میxadشود. این انسانxadها با مرگ خدا خود را جایگزین خدا میxadکنند. در مرحله آخر، زمان واپسین انسان است؛ انسانی که میxadخواهد نابود شود. این انسان خواستار نفی بردگی است و حس خودتخریبی انسان را بیدار میxadکند. در این مرحله همه چیز برای دگرگونی ارزشxadها آماده میxadشود. البته دگرگونی ارزشxadها یعنی کنشگر شدن نیروها؛ یعنی از مقام بردگی به سروری برسند، و این مقوله ابرمرد است (دلوز، 1385، ص50-40).
نیچه در راه مقابله با بنیادها، هیچxadگونه بنیادی را برنمیxadتابد. وی در این مسیر گاه با دولت درمیxadافتد (نیچه، 1377، ص78)، گاهی به خرد میxadتازد (همان، ص61) و گاهی اعتقاد به سیر تکاملی تاریخ را موجب انحطاط، و فراموشی تاریخی را لازمه انسان برساخته خود میxadداند (همو، 1385، ص25-21). اسمیت معتقد است که حتی عبارت «خدا مرده است» در نگاه نیچه فراتر از الحاد و بیxadخدایی است. این عبارت بیانگر عدم باور به هر چیزی برتر از ذات اینxadجهانی جهان موجود است؛ خواه این ذات فراتر، خدا باشد، خواه دولت یا خرد (گرگوری بروس، 1379، ص101-100).
نیچه همچنین در رد تاریخیxadنگری میxadگوید: تاریخ سراسر زمینه و شرایط یکسان دارد و بازیگر مهم و اثرگذاری در زندگی انسان نیست. انسان باید فراتر از تاریخ بیندیشد (نیچه، 1385، ص22-21). همچنین وی مهمxadترین ناسودمندی تاریخ بر فرد را تضعیف شخصیت او میxadداند؛ زیرا در این صورت انسان به عینیتی تهی از خلاقیت بدل میxadشود (شولته، 1378، ص91). به هر تقدیر، ابرمرد نیچه هیچxadگونه بنیادی را برنمیxadتابد و از این منظر میxadتوان وی را بنیادگریز نامید.
2. قدرت بهxad جای حقیقت
ابرمرد نیچه آنxadگونه که وی توصیف میxadکند، قدرت را بهxadجای حقیقت میxadنشاند. در حقیقت اراده ابرمرد معطوف به قدرت است. هایدگر بر این باور است که از نگاه نیچه اراده معطوف به قدرت، بشر را بهxadعنوان سوبژکتیویته تمامیتxadیافته عرضه میxadکند. اراده معطوف به قدرت وقتی در قالب سوبژکتیویته تمامیتxadیافته تجلی میxadیابد، همان ابرمرد را تولید میxadکند. بنابراین ابرمرد بر قدرت متمرکز شده و حقیقت را فراموش میxadکند (هایدگر، 1388، ص68-37).
نیچه راه فلاسفه را تا زمان خود بهxadکلی خطا میxadداند. وی از اینکه فلاسفه از موضوع اراده بهxadسادگی گذشتهxadاند، انتقاد میxadکند (نیچه، 1362، ص49). او بهxadصراحت اعلام میxadکند که آنچه در تفکر او برجسته است نه مسئله شناخت، بلکه مسئله قدرت است. او بهxadجای کانت که میxadپرسد: «چه چیزی را میxadتوانم بهxadنحو استوار و وثیق بدانم؟» این سؤالxadها را مطرح میxadکند که «چه چیزی به حال من خوب است که بدانم؟ چه قسم دانش و معرفتی محتمل است که به پیشبرد اراده و هستی به من کمک کند و چه قسم شناختی به آنها لطمه خواهد زد؟ اینxadگونه اراده معطوف به دانستن باید جای خود را به اراده معطوف به قدرت بسپارد که مقوم وجود آدمی و بسترساز ظهور ابرمرد است» (استرن، 1373، ص103).
از نظر نیچه رشد شناخت انسان را باید نتیجه خواست قدرتی دانست که نوع انسان کنترل و تسلط خود را بر جهان خارجی به یاری آن افزایش میxadدهد (پیرسون، 1375، ص44). بر این مبنا، مسئله اساسی نه دریافت امر واقع، بلکه تولید قدرت جهت سلطه بر طبیعت است. به هر میزان که اراده آدمی معطوف به حقیقت شود، از تمامیت خود دور شده و به هر میزان که اراده وی معطوف به قدرت گردد، به نمونه عالی نزدیکxadتر میxadشود.
نیچه با جایگزینی قدرت بهxadجای حقیقت، مسئله فلسفه را واژگونه ساخت؛ پیش از این سوبژکتیویته کاشف حقیقت بود، اما همینک خالق آن شده است. نیچه در کتاب اراده معطوف به قدرت پیرامون این موضوع چنین میxadگوید:
«حقیقت چیزی در بیرون نیست که بتوان آن را یافت یا کشف کرد، بلکه چیزی است که باید آفریده شود و بر یک فرارشد یا بر خواست چیرگی که در خودِ بیxadپایان است، نامی بگذارد. عرضه حقیقت بهxadمثابه فرارشدی بیxadپایان، نوعی تعیینxadبخش فعال و نه نوعی آگاه شدن از چیزی که در خود استوار و متعین است، میxadباشد. حقیقت واژهxadای است برای خواست قدرت» (نیچه، 1377، ص522).
نیچه فلسفه را «هنر تغییر شکل» میxadنامد. او میxadگوید هدف زندگی تغییر شکل بیماری به تندرستی است (پیرسون، 1375، ص44). از نظر او فقط انسان تعیینxadکننده ارزشxadهاست (استرن، 1373، ص111). بنابراین فلسفه با خلق ارزشxadهای جدید باید جهان را تغییر دهد و آنxadکس که توانایی چنین تغییری را داشته باشد، گام در مسیر کمال نهاده و اینxadگونه ابرمرد شکل میxadگیرد.
تغییر ارزشxadها و بنیانxadهای رفتاری انسان، آرزوی نیچه است؛ اما وی چه چیزی را جایگزین آنها میxadکند؟ او در کتاب دجال تأکید میxadکند که غریزه جایگزین ارزشxadهاست. وی میxadگوید:
«من زمانی یک حیوان، یک نوع یا یک فرد را منحط میxadنامم که غریزهxadهای خود را از دست میxadدهد و آنگاه چیزهایی را برمیxadگزیند و برتری میxadدهد که برایش زیانxadآور است. من خود زندگانی را غریزهxadای برای بالیدن، برای مداومت و انباشتگی نیروها، برای قدرت میxadدانم. آنجاکه اراده به قدرت وجود ندارد، انحطاط است. سخن من این است که تمام ارزشxadهای عالی بشری این اراده را فاقدند» (نیچه، 1352، ص30).
به عقیده نیچه، آنچه اخلاق و قانون را میxadسازد، غریزهxadای ژرف است که آفریننده و خلاق میxadباشد و ارتباط مستقیمی با قدرت دارد (همو، 1377، ص89). این اخلاق مخلوق غریزه، ابرمرد را تولید میxadکند (همو، 1362، ص31).
نیچه در انسانی بسیار انسانی تأکید میxadکند که جهت فراهم کردن شرایط برای ظهور ابرمرد، فدا کردن همه چیز برای قدرتمند شدن انسان ضروری است (همو، 1384، ص313). به همین جهت، کاپلستون بر این باور است که «ابرمرد نیچه مردی است که تا درجه نهایی از لحاظ قدرت جسمانی و ذهنی رشد یافته است» (کاپلستون، 1388، ص138-137). بنابراین قدرت، کلیدواژه نظریه ابرمرد نیچه است که با گسترش خود، حقیقت را واپسxadزده میxadکند.
3. جدال با متافیزیک
تفکر فلسفی پیش از نیچه را تفکری متافیزیکی نامیدهxadاند؛ تفکری که بر ثنویت درون - بیرون متکی است؛ به این معنا که عالم واجد یک درونگی است که مفهوم بنیادی هستی است و بیرونگیxadهایی هم دارد که البته ماهیتی عرضی دارند. بر این مبنا، حقیقت درونه نسبت به امر بیرونه بنیادیxadتر و اساسیxadتر است؛ زیرا ضرورت دارد هستی آنچه را که مشهود است، در پرتو صور درون عالم تفسیر کند. بهxadعبارتی، فهم متافیزیکی از عالم با یک ثنویت بنیادی تأسیس میxadشود؛ ثنویتی که در آن صور نامشهود موضوع تفسیر قرار میxadگیرند (کاشی، 1386، ص113).
اما کار به اینجا ختم نمیxadشود. حقیقت متافیزیکی مستلزم ثنویت دیگری نیز هست که البته برگرفته از ثنویت پیشین است؛ ثنویت درون - بیرون جهان به درون - بیرون انسان پیوند میxadخورد. مفاهیمی چون عقل و روح در مقابل جسم و بدن ناظر بر همین ثنویت در شخصیت انسان است. اما درونگی انسان بنیادیxadتر از بیرونگی اوست؛ در نتیجه:
«روایت متافیزیکی مستلزم پیوند میان آن دو درونگی است که در مجموع حقیقت عالم را مکشوف و نامستور میxadسازد. وصول به درونگی عالم مشروط به فرارفتن از خواستxadها و تمنیات وابسته به بدن و قدرتxadبخشی به درونگی خود است که در عظمت روحی و قدرت عقلانی فرد ظاهر میxadشود» (همان).
نیچه بر ثنویت فوق شورید. وی تفکر فلسفی پیش از خود را تفکری متافیزیکی خواند که انسان را از زندگی روزمره بازمیxadدارد. به همین جهت از همگان دعوت میxadکند تا به دیدگاهxadهای جهانی درباره دنیا و احکام فلسفی جهانی اعتماد نکنند. او میxadخواهد روح آزاد در نزدیکxadترین چیزها ساکن شود و در سطح زندگی کند (واتیمو، 1389، ص92). بنابراین نیچه ثنویت درون - بیرون را نپذیرفته و امر بیرونه را حقیقت امور میxadداند. او از این منظر، فاصله عمیقی با متافیزیک میxadگیرد.
نیچه با تأکید بر نزدیکxadترین چیزها در سطح، در واقع خود را از متافیزیک رهانید و به زمین چسباند. «ابرمرد» نیچه کسی است که چنین تجربهxadای را حس کرده باشد. وی ابرانسان را معنای زمین میxadداند؛ معنایی که هیچ ارتباطی با مقولات ماورایی و فرازمینی ندارد. او افرادی را که از امیدهای فرازمینی سخن میxadگویند «خوارشمارندگان زندگی» میxadداند که «زهر نوشیده و رو به زوالند و زمین از ایشان به ستوه است» (نیچه، 1362، ص22-21).
به باور نیچه، بیش از دو هزار سال است که انسان غربی افسون آن چیزی شده است که او آن را «فرهنگ مسیحی- اخلاقی» میxadنامد؛ فرهنگی که بر بدنام کردن وجود زمینی و جسمانی انسان متکی است (پیرسون، 1375، ص44). وی بر این نکته تأکید میxadکند که زرتشت میxadخواهد ابرانسان را در همین زمین و برای ایجاد زندگی پرنشاط در آن تربیت کند (همان، ص154). چنین انسانی آمال خود را در زمین جستجو میxadکند و خدا را از باور خویش محو میxadکند. به همین جهت، نیچه سرسختانه با دین مسیح و اندیشهxadهای الهی و ماورایی میxadستیزد و آموزهxadهایی خارج از محدوده زمین را مانع رشد و پیشرفت انسان میxadداند و آنها را توهم و خیالxadبافی میxadپندارد (نیچه، 1352، ص99).
نیچه دو اعتراض عمده به دین مسیح دارد: اول اینکه مسیحیت حیات آدمی را در این دنیا خوار و حقیر میxadشمارد؛ دوم اینکه انسان را فرمانبردار و زیردست خدا میxadداند (استرن، 1373، 150-141). بهxadاعتقاد وی، این مسئله مانع از شکلxadگیری ابرمرد میxadشود. از نگاه او هرآنچه مانع شکلxadگیری ابرمرد میxadشود، باید نابود گردد؛ چه خدا باشد (نیچه، 1352، ص99)، چه کشیشان باشند که در جامه ابرمرد خود را جا زدهxadاند (همان، 33) و چه حتی تاریخ باشد که فراسوی ظواهر امور، بنیادی پیشxadساخته برای خود ترسیم میxadکند که حقیقت تنها با ارجاع به آن قابل درک است (ر.ک به: فوکو، 1388).
ابرمرد فارغ از هر امر درونه، حقیقت بیرونهxadای است که هر لحظه و در تماس با سطح خلق میxadشود. ابرمرد «نماد گویای آن است که هیچ چیز از قبل نوشته و مکتوب نشده است و هیچ چیز خاتمه نیافته است» (دبنوا، 1384، ص167).
4. تن در مقابل روان
در نظر نیچه خوارشماری زمین با خوار شمردن تن ارتباطی تنگاتنگ دارد. وی تأکید میxadکند که زرتشت علاوه بر اینکه در مقابل خوارشمارندگان زمین میxadایستد، خوارشمارندگان تن را نیز برنمیxadتابد. از نگاه وی روزگاری که جان بهxadخواری به تن می نگریست، گذشته است: «در آن روزگار این خوار داشتن والاترین کار بود. روان، تن را رنجور و تکیده و گرسنگیxadکشیده میxadخواست و اینxadسان در اندیشه گریز از تن و زمین بوده»؛ اما از نظر زرتشت این روان است که چیزی جز پلشتی، مسکینی و آلودگی نکبتxadبار نیست. انسان رودی آلوده است؛ باید دریا بود تا رودی آلوده را پذیرفت و ناپاک نشد. این دریا همان ابرمرد است (نیچه، 1362، ص22-21).
نیچه معتقد است مسیحیت انسان را در روح خلاصه میxadکند و اراده را از وی سلب میxadنماید و به انسان اجازه نمیxadدهد حواس خود را در زمین متمرکز کند (همو، 1352، ص41). نیچه از زبان زرتشت، آنان را که رستگاری را در دنیایی دیگر میxadجویند، محکوم به شکست میxadداند؛ درحالیxadکه بهxadنظر او خستگی، رنج و ناتوانی انسان و ناامیدی او از زمین سبب شده تا آخرت و همه خدایان را بیافریند. به همین جهت، زرتشت از انسانxadها دعوت میxadکند که تنها به تن و انسان فکر کنند: «به من؛ این من ارزشxadگذار و خواستار، که سنجه و منشأ همه چیز است». پس همه چیز در تن خلاصه میxadشود و تن از معنای زمین سخن میxadگوید (همو، 1362، ص47-42).
نیچه در مسیر فربهxadسازی تن نهxadتنها آموزهxadهای مسیحی، بلکه خرد را نیز به چالش میxadکشد. او در تقابلی آشکار با مدرنیته، دوگانه خرد بزرگ - کوچک را جایگزین دوگانه تن - روان میxadکند. اگر در مدرنیته و در اندیشه فیلسوفانی چون کانت (کانت، 1362، ص400-399) و دکارت (Descartes, 1985, p.124.) روان در جامه خرد چنان فربه میxadشود که تن را به محاق میxadبرد، در ثنویت مورد باور نیچه، تن در جامه خرد بزرگ، روان را چون کودکی خرد به دامان میxadکشد و فرمانروایی میxadکند.
نیچه فعالیت جهانxadساز «من استعلایی» را بهxadعنوان ارمغان مدرنیته، به فعالیت جهانxadساز زمین، تن یا به تعبیر زرتشت «خود» تغییر میxadدهد. در زیر اندیشهxadها و احساسات یا به تعبیر کانت فاهمه، فرمانروایی قدرتمند و دانای ناشناس نهفته است که «خود» نام دارد و نهxadتنها در تن زندگی میxadکند، بلکه چیزی جز تن نیست (روزن، 1388، ص165). اینxadگونه «مدرنیته اکنون بیشxadازپیش بهxadعنوان تعالی تجریدی همه قدرتxadها شناخته میxadشود» (بودریار، 1378، ص23). در نگاه نیچه، خرد استعلایی جای خود را به تن مستعلی میxadدهد تا داعیه «تعالی تجریدی» رخت از دامان فلسفه بربندد. ابرمرد نیچه تن خود را خوار نمیxadشمارد و زمین را محمل تجلی خود میxadداند. ابرمرد، این تن بزرگ، فضیلت را در زمین و برای زمین خلق میxadکند و جان خود را در خدمت تن میxadخواهد.
پی نوشت:
[1]. در اندیشه نیچه، فروروی بهxadمعنای پرهیز از استعلای بشر با تکیه بر مفاهیمی چون عقل و متافیزیک و فروکاستن وی در حد تمنیات حیوانی است؛ فراروی نیز اشاره به روندی صعودی دارد که ابرمرد انتهای آن است.
[2]. آنک انسان
مراجع
- قرآن کریم.
- ابنxadسینا، حسین بن عبدالله، رسائل ابنxadسینا، ترجمه ضیاءxadالدین دری، بیxadجا: انتشارات مرکزی، 1360.
- استرن، جی.پی، نیچه، ترجمه عزتxadالله فولادوند، تهران: بنیانگذاران فرهنگ امروز، 1373.
- اشتاینر، رودلف، نیچه، جنگجوی آزادی، ترجمه رؤیا منجم، تهران: نشر علم، 1390.
- بودریار، سرگشتگی نشانهxadها، مجموعه مقالات، ترجمه مانی حقیقی و دیگران، چ2، تهران: مرکز، 1378.
- پیرسون،کیت انسل، هیچxadانگار تمامxadعیار (مقدمهxadای بر اندیشه سیاسی نیچه)، ترجمه محسن حکیمی، تهران: خجسته، 1375.
- جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینه معرفت، چ2، قم: اسراء، 1378.
- ـــــــــــــــــــ ، شناختxadشناسی در قرآن، قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه، بیxadتا.
- خامنهxadای، سید محمد، انسان در گذرگاه هستی، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا، 1386.
- دبنوا، آلن، «ابرانسان نیچه»، ترجمه حامد فولادوند، مجموعه مقالات در شناخت نیچه، تهران: کتاب نادر، 1384.
- دلوز، ژیل، جستاری در اندیشهxadهای نیچه، ترجمه حامد مهرپور، تهران: جامی، 1385.
- روزن، استنلی، نقاب روشنگری (زرتشت نیچه)، ترجمه داریوش نوری، تهران: مرکز، 1388.
- شولته،کونتر، این است نیچه؛ تفسیری بر آثار نیچه، ترجمه سعید فیروزآبادی، تهران: نشر ثالث، 1378.
- صدر، محمدباقر، تئوری شناخت در فلسفه، ترجمه سید حسین حسینی، بیxadجا: بدر، بیxadتا.
- صدرالدین شیرازی، محمد بن ابراهیم، معرفت النفس(جلد 8و9 اسفار)، ترجمه و تنقیح اصغر طاهرزاده، اصفهان: نشر جنگل، 1370.
- فروم، اریک، گریز از آزادی، ترجمه عزتxadالله فولادوند، تهران: مروارید، 1388.
- فوکو، میشل، از مدرنیسم تا پستxadمدرنیسم، ترجمه عبدالکریم رشیدیان و دیگران، چ7، تهران: نشر نی، 1388.
- فینک، اویگن، زندآگاهی نیچه، ترجمه منوچهر اسدی، آبادان: پرسش، 1385.
- کاپلستون، فردریک، فریدریک نیچه، فیلسوف فرهنگ، ترجمه علیرضا طباطبایی و علیxadاصغر حلبی، تهران: زوار، 1388.
- کاشی، محمدجواد، «ظهور فلسفه سیاسی پسامتافیزیکی در قرن بیستم»، فصلنامه رهیافتxadهای سیاسی و بینxadالمللی، شماره10، تابستان1386.
- کانت، امانوئل، سنجش خرد ناب، ترجمه میرشمسxadالدین ادیب سلطانی، تهران: امیرکبیر، 1362.
- گرگوری بروس، اسمیت، نیچه، هایدگر و گذار به پستxadمدرنیسم، ترجمه علیرضا سیداحمدیان، آبادان: پرسش، 1379.
- مطهری، مرتضی، شناخت در قرآن، تهران: سپاه پاسداران، بیxadتا.
- مغنیه، محمدجواد، کلیات علوم عقلی، ترجمه محمدرضا عطایی، مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، 1370.
- مک xadدانیل، استنلی، شرح افکار و آثار برگزیده نیچه، ترجمه محمد بقایی(ماکان)، تهران: اقبال، 1383.
- مگی، برایان، فلاسفه بزرگ، ترجمه عزت الله فولادوند، تهران: خوارزمی، 1385.
- نیچه، فریدریک، اراده معطوف به قدرت، ترجمه محمدباقر هوشیار، چ6، تهران: فروزانxadروز، 1377.
- ــــــــــــــ ، انسانی بسیار انسانی، ترجمه سعید فیروزآبادی، تهران: جامی، 1384.
- ــــــــــــــ ، آنک انسان، ترجمه رؤیا منجم، تهران: فکر روز، 1374.
- ــــــــــــــ ، تبارشناسی اخلاق، ترجمه داریوش آشوری، تهران: آگاه، 1388.
- ــــــــــــــ ، چنین گفت زرتشت، ترجمه داریوش آشوری، تهران: آگاه، 1362.
- ــــــــــــــ ، دجال، ترجمه عبدالعلی دستغیب، تهران: آگاه، 1352.
- ــــــــــــــ ، سودمندی و ناسودمندی تاریخ برای زندگی، ترجمه عباس کاشف و ابوتراب سهرابی، تهران: فروزان روز، 1385.
- واتیمو، جانی، فریدریش نیچه، درآمدی بر زندگی و تفکر، ترجمه ناهید احمدیان، آبادان: پرسش، 1389.
- یونگ، کارل گوستاو، سمینار یونگ درباره زرتشت نیچه، ویرایش و تلخیص جیمز.ل.جرت، ترجمه سپیده حبیب، تهران: کاروان، 1386.
- هایدگر، مارتین، متافیزیک نیچه، ترجمه منوچهر اسدی، آبادان: پرسش، 1388.
- Descartes, rene, The Philosophical Writhings, translat by jhoncottingnam and stoothoff, vol 1, New York: Cambridge university press, 1985.
نویسندگان:
احمد عزیزخانی: دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
حمزه عالمی چراغعلی: کارشناس ارشد اندیشه های سیاسی اسلام دانشگاه علامه طباطبایی
دو فصلنامه انسان پژوهی دینی شماره 30
ادامه دارد...
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/26 - 07:43
شماره: 13950425000778
یکی از شبهات محتوایی که بر کتاب شریف نهج البلاغه وارد شده، شبهه دنیاگریزی و یاد مرگ بهصورت افراطی است.
چکیده
یکی از شبهات محتوایی که بر کتاب شریف نهج البلاغه وارد شده، شبهه دنیاگریزی و یاد مرگ بهصورت افراطی است. به عقیده عده ای، برخی از مطالبی که در نهج البلاغه درباره مذمت دنیا، شیوه زندگی زاهدانه، ترک تعلق به دنیا و توجه به آخرت و همچنین مطالبی که درباره یادآوری مرگ به عنوان دروازه ورود به سرای جاوید در این کتاب آمده، سابقه ای در صدر اسلام نداشته و تحت تأثیر رهبانیت مسیحی و یا جریان تصوف قرار دارند. این جستار درصدد است با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی شرایط اجتماعی و مقتضیات زمان صدور خطبهها و نامههای مورد تشکیک و همچنین با توجه به جغرافیای کلام در هر مورد ضمن اثبات بیاساس بودن شبهه، این حقیقت را روشن نماید که نه تنها چنین نگاهی، افراطگرایانه نیست، بلکه القای آن از سوی امام جامعه مسلمین امری ضروری و بهxad جا شمرده میشود؛ زیرا گرایشهایی به دنیاطلبی و مادیگرایی در میان خواص و عوام جامعه آن روزگار دیده میشد.
نویسندگان:
علی حاجی خانی: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس
کاوس روحی: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس
علیرضا صفاریان همدانی: دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم
پژوهشنامه نهج البلاغه - دوره 4، شماره 13، بهار 1395.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/26 - 08:00
شماره: 13950423000282
داعش سیمای جمعیتی گروههای سنی جوان و فراملی را از نقاط مختلف جهان؛ ازجمله اروپا و امریکا بازنمایی میکند.
چکیده:
داعش سیمای جمعیتی گروههای سنی جوان و فراملی را از نقاط مختلف جهان؛ ازجمله اروپا و امریکا بازنمایی میکند. اجتماع ساخت گرفته و مخرب داعش تا حد وسیعی برآیندی از بسیج شتابان و جهانی جنگجویان خارجی از سراسر گیتی است. ورود جهادگرایان جهانی به دنیای اسلام و گرایش افراطی و مبارزهطلبانه آنان پدیدهای بدیع و تازه نیست، اما میزان و روند سلسله وار و پیوسته این پدیده ازیکطرف و کمیت بسیار فراوان جهادگرایان خارجی از طرف دیگر، معرف الگویی بیسابقه و یا کمسابقه است؛ بهگونهای که میتوان آن را اگرنه مهمترین عامل، حداقل یکی از مهمترین و اساسیترین عامل پایداری و قدرتمندی داعش به شمار آورد. نوشتار حاضر با روشی توصیفی و علی، فهم چرایی از جا کندگی این افراد از جوامع مدرن غربی و پیوستن آنان به داعش و کنش گری در میدانهای جنگی را هدف بررسی قرار داده است. با الهام از نظریه داغ ننگ اروینگ گافمن و توتالیتاریسم هانا آرنت، بر این فرض مبتنی است که این جنگجویان به دلیل سرخوردگی و داغ ننگ و بحران هویت ناشی از پدیده اسلام هراسی در غرب، جهت معنا بخشی به خویشتن و رهایی از وضع اسفبار هویتی و حفظ و نمایش ارزشهای خود به داعش میپیوندند.
نویسندگان:
رضا گرشاسبی: دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه مازندران
علی کریمی مله: استاد دانشگاه مازندران
فصلنامه پژوهشهای سیاسی جهان اسلام - سال پنجم، شماره 1 (پیاپی 14)، بهار 1394.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/26 - 02:58
شماره: 13950423000223
حکومت نظامی مصر از یک سو، مسئولیت اصلی تأمین امنیت را بر عهده دارد و از سوی دیگر، برای تغییرات ضروری و پالایش نظامِ بهارثرسیده از دوران مبارک با فشارهای داخلی مواجه است.
چکیده:
ارتش مصر به عنوان نهادی قدرتمند، همواره نقش مهمی در صحنه سیاسی مصر ایفا کرده و امروزه که در رأس حکومت قرار گرفته، با چالشهای مهمی مواجه است. حکومت نظامی مصر از یک سو، مسئولیت اصلی تأمین امنیت را بر عهده دارد و از سوی دیگر، برای تغییرات ضروری و پالایش نظامِ بهارثرسیده از دوران مبارک با فشارهای داخلی مواجه است. با مشاهده تحولات اخیر مصر و پافشاری نظامیان بر قواعد سنتی، عدم پذیرش قواعد مدرن و خارج کردن اسلامگرایان اخوانی و دیگر احزاب سیاسی، میتوان انتظار داشت روابط نظامیان و دیگر رهبران سیاسی در آینده رو به وخامت گذاشته و ثبات حکومت نظامی ژنرال سیسی را به خطر اندازد. بهرغم در پیش گرفتن رفتارهای متفاوت، جایگاه ارتش مصر از سال 1952 تا پس از انقلاب ژوئیه 2011 در این کشور نهادینه شده است. در تمامی این دوران، ارتشیان در معادلات داخلی و خارجی نقش مهمی ایفا کرده و با عنایت به سردرگمی و بههمریختگی جامعه مصر، به نظر میرسد و این نهاد همچنان در قالب بازیگر اصلی صحنه سیاسی و اقتصادی مصر به ایفای نقش بپردازد.
نویسندگان:
امیر ساجدی: استادیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
رحمان رنجبر: دانشجوی دکتری علوم سیاسی گرایش سیاستگذاری عمومی
فصلنامه پژوهشهای سیاسی جهان اسلام - سال پنجم، شماره 1 (پیاپی 14)، بهار 1394.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
واقعیت این است که نزدیکی عربستان به منافقین را باید در چارچوب رویکردهای منطقهای ریاض علیه ایران تحلیل کرد. عربستان به دنبال تضعیف ایران در منطقه است و برای تحقق این هدف از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند.
نشست چند روز قبل گروهک منافقین در پاریس، بیشتر از نشستهای این گروه در سالهای قبل، خبرساز شد. به نظر میرسد این خبرسازی، علاوه بر شرایط زمانی، ناشی از حضور برخی افراد در این نشست باشد. برخی چهرههای آمریکایی که در گذشته مسئولیتی در ایالات متحده داشتند، از جمله این حضار بودند که حتی به سخنرانیهای کوتاه در نشست نیز پرداختند. برخی چهرههای معارض سوری از جمله جورج صبرا معاون هیأت مذاکرهکننده اپوزیسیون دولت سوریه هم علیه ایران سخنرانی کردند.
اما واقعیت این است که در میان همه حاضران غربی و عربی، آنکه بیشتر از همه در معرض دید رسانهها و تحلیلگران قرار گرفت، ترکی الفیصل بود. او که قبلترها رئیس اطلاعات عربستان بوده و مدتی هم بهعنوان سفیر کشورش در آمریکا فعالیت میکرده، اکنون در کنار ریاست بر مرکز مطالعات و پژوهشهای اسلامی ملک فیصل، نقشی مهم در بیان سیاستهای هجومی دولت عربستان ایفا میکند؛ سیاستهایی که بیان غیررسمی آنها از سوی یک «مقام سابق» و فعال کنونی، چندان حساسیتبرانگیز نیست اما میتواند گویای برخی جهتگیریهای عربستان باشد. طی چند سال اخیر، او محورهای زیر را در سخنرانیها و مصاحبههای خود با رسانههای مختلفی از جمله اسکاینیوز، اشپیگل، روتانا الخلیجیة، واشنگتن پست، نیویورک تایمز، معاریو و … مطرح کرده است.
نقش آمریکا در مذاکرات سازش، انتقاد از آمریکا به دلیل حمله نکردن به سوریه در تابستان 92، عدم اعتماد عربستان به آمریکا، تسلیح مخالفان سوریه به عنوان تنها راه پایان بحران، امکان جنگ داخلی لبنان، برنامه هستهای ایران، ضرورت تبدیل 1+5 به 2+5 با حضور یک کشور از شورای همکاری خلیج فارس، دخالت ایران در بحرین و سوریه، ضرورت دستیابی عربستان به بمب اتم با توجه به توافق هستهای میان ایران و 1+5 و …
اما به نظر میرسد اصلیترین ماموریت سیاسی و رسانهای ترکی الفیصل طی سالهای اخیر، علاوه بر کوبیدن بر طبل ایرانهراسی، عادیسازی ارتباط با صهیونیستها بوده است. سایت «اسرار عربی» در نوامبر 2013 کلیپی ویدئویی را منتشر کرد که در آن ترکی الفیصل و یوسی الفیر یکی از مشاوران ایهود باراک و از افسران برجسته موساد، مشغول صحبت بر سر چگونگی مبارزه با اسلام سیاسی در منطقه عربی بودند. علاوه بر این رادیو اسرائیل هم همان روزها اعلام کرد که ترکی الفیصل با مئیر شطریت عضو کنست اسرائیل دیدار کرده است. در این دیدار، شطریت از الفیصل دعوت کرده تا در کنست سخنرانی کند!
ذکر این مقدمات میتواند در فهمِ نقش ترکی الفیصل در بیان سیاستهای هجومی ریاض مفید باشد. با چنین درکی نسبت به این شخص، حضور او در نشست گروهک منافقین در پاریس، امری کم اهمیت تلقی نمیشود. ترکی الفیصل در واقع، نماینده عربستان در این نشست محسوب میشود که بنابراهدافی در آن حضور یافته است. اما عربستان از پیوند با منافقین، بهدنبال چیست؟
واقعیت این است که نزدیکی عربستان به منافقین را باید در چارچوب رویکردهای منطقهای ریاض علیه ایران تحلیل کرد. عربستان به دنبال تضعیف ایران در منطقه است و برای تحقق این هدف از هیچ اقدامی فروگذار نمیکند. او تا کنون موفق شده چندین کشور را با فشار و تطمیع قانع کند تا روابط خود را با ایران قطع کنند یا تقلیل دهند؛ در کاهش قیمت نفت موثر بوده تا ایران را تحت فشار اقتصادی قرار دهد؛ در سوریه به صورت نیابتی با ایران میجنگد و اخیرا نیز در تلاش است تا با تحریک قومی و مذهبی، زمینه ناآرامی داخلی در ایران را فراهم سازد.
با توجه به راهبردهای منطقهای ریاض علیه تهران و طرحهای اجرایی آن، به نظر میرسد گروهک منفور و تروریستی منافقین، با وجود همه ضعفهای سازمانی در این سالها، بالقوه میتواند در حوزه ناآرامسازی داخلی ایران موثر واقع شود. شاید عربستان خوابهای دیگری برای منافقین دیده باشد اما به نظر این ماموریت، بیشتر مورد توجه ریاض است؛ ماموریتی که در فتنه سال 88 تا حدی از سوی این گروهک اجرا شد. لذا بعید نیست که عربستان درصدد باشد تا با کمکهای مادی و معنوی خود به منافقین، آنها را برای اجرای عملیاتهای خرابکارانه در ایران تشویق و تطمیع کند.
عربستان طی چند سال اخیر، بارها و بارها سعی کرده است تا با استفاده از برخی وطنفروشان مزدور، امنیت برخی مناطق ایران را به خطر بیندازد. تیراندازی صورتگرفته در ایام ماه محرم 94 در دزفول یک نمونه است. در این خصوص دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با صراحت گفته بود: «عربستان برای تیراندازی در دزفول در روز عاشورا، پول خرج کرد.» حال و با این رویه، چرا عربستان باید از فرصت بهرهبرداری از منافقینی که برای خرابکاری آموزش دیده، تجربه داشته و از انگیزه کافی برخوردار هستند، استفاه نکند؟!
اما همه این تحولات سیاسی که پیوستهای امنیتی دارند، در حالی رخ میدهد که کمتر از یک سال دیگر، دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار میشود. ویژگی بارز روزهای انتخابات، انبساط فضای سیاسی و اجتماعی کشور است. اگر فضای انتخاباتی بهسوی قطبیشدن پیش برود – که با توجه به آرایش سیاسی کنونی، امری محتمل است – انبساط فضای سیاسی و اجتماعی شدیدتر نیز میشود. در چنین شرایطی، روی کاغذ، امکان عملیاتهای خرابکارانه افزایش مییابد. آیا عربستان از یک سو، با رصدی که نسبت به مسائل داخلی ایران دارد و از سوی دیگر با راهبردهای تقابلیای که علیه تهران اتخاذ کرده، میتواند بیتفاوت از کنار روزهای داغ انتخاباتی بگذرد؟ بسیار بعید است.
باید به دور از تحلیلهای سطحی، مبالغهآمیز و تقلیلگرا، نسبت به پیامدهای پیوند عربستان و منافقین حساس بود و تصور آنها از طلایی بودن فرصت انتخابات 96 برای خرابکاری و ایجاد ناامنی را برهم زد.
نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران طی این سالها ثابت کردهاند که با چتر اطلاعاتی وسیع و هوش امنیتی سرشار که موجب امن ماندن ایران در منطقه پرآشوب غرب آسیا شده، توان مقابله با تهدیدات دشمنان را دارند. ان شاء الله.
سعید ساسانیان
انتهای متن/
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
یاسر عرفات که به عراق سفر کرده است به سربازان کشته شده عراقی در جنگ با ایران با نثار تاج گلی ادای احترام کرد. رویترز با اعلام این خبر گزارش داد عرفات همچنین از موزه ای که سلاح های غنیمت گرفته شده از نیروهای ایران در آن نگهداری می شود دیدن کرد.
رخدادهای26 تیر 62
چکیده :
دیدار آیت الله خامنه ای با وزیر خارجه بنگلادش
آقای« شمس الدوها» وزیر خارجه بنگلادش که در راس هیئتی به ایران سفر کرده بود با آیت الله خامنه ای رئیس جمهور دیدار کرد. در این دیدار که آقای ولایتی وزیر امور خارجه و کاردار سفارت بنگلادش در ایران حضور داشتند رئیس جمهور با اشاره به اینکه دوستی با کشورهای اسلامی یکی از اصول اساسی انقلاب اسلامی ما است گفتند : بحمدالله میدان برای فعالیت های دو کشور در همیه زمینه ها موجود است و کشور بزرگ شما دارای مشترکات بسیاری با کشور ما است و به اعتقاد ما میلیون ها مسلمانی که در کشور شما هستند باید در همه خیرات و برکات عالم اسلام سهیم شوند و خوشبختانه روابط دو کشور نیز در حال گسترش است.(1)
آیت الله منتظری : با نیروی عظیم ملت غلبه بر دشمنان اسلام ممکن است
در پاسخ به تلگرام تبریک و تسلیتی که از سوی حجت الاسلام حاج سید محمد حسین فظل الله و روحانیون و دانشجویان مسلمان و انقلابی لبنان در مورد شهادت 6 تن از اعضای خانواده آیت الله العظمی حکیم رسیده بود،آیت الله منتظری پیامی فرستادند.
در بخشی از این پیام آمده است : خطری که اکنون توسط رژیم های متجاوز و غاصب بعث عراق و اسرائیل متوجه کیان اسلام و مسلمین است جز با آگاهی مسلمانان جهان و احساس مسئولیت شرعی علمای بلاد اسلامی در بسیج نمودن اقشار و طبقات مسلمانان جهان جهت یک مبارزه طولانی بر اساس مکتب حیات بخش اسلام قابل دفاع نیست.
این پیام می افزاید: به یقین اگر نیروی عظیم ملت با ایمان مذهبی آنان که قویترین عامل تحرک و قیام توده هاست،توسط علماء و روحانیون متعهد وارد صحنه مبارزه گردد همانگونه که در سرزمین استعمار زده ما عملی شد پیروزی بر دشمنان اسلام و نجات عراق مظلوم و لبنان و فلسطین اشغال شده را به دنبال خواهد داشت.(2)
موسوی : ضمانت اجرای مبارزه با تروریسم اقتصادی مردم هستند
هیئت دولت صبح امروز به ریاست مهندس میر حسین موسوی نخست وزیر تشکیل جلسه داد وی در پایان جلسه هیئت دولت در جمع خبرنگاران گفت :شورای اقتصاد با حضور روسای سه قوه تصمیم گرفت خرید و فروش برنج بر عهده دولت باشد.
نخست وزیر در رابطه با مصاحبه اخیر خود درباره برخورد با محتکران و گرانفروشان نیز گفت :ضمانت اجرایی مبارزه با تروریست های اقتصادی خود مردم هستند ما به این امر اعتقاد داریم و اصولا زمینه عمومی را در جامعه ملت می سازد و طبیعتا تمام مسئولین و خدمتگزارانی که به خواست ملت احترام می گذارند و سعی دارند در جهت تامین خواست مردم قدم بردارند می توانند از کمک عظیم ملت برای حل مسائل بهره بگیرند.(3)
بشقاب پرنده در جاده سمنان-تهران بر زمین نشست!!
شیئی نورانی شبیه اجسامی که به بشقاب پرنده معروفند پریشب در دو کیلومتری خارج از جاده سمنان- تهران و در فاصله بین گرمسار و ورامین به زمین نشست و باعث تعجب و حیرت کلیه سرنشینان اتومبیل های عبوری که با این شئی عجیب روبه رو شدند گردید.
بشقاب پرنده مزبور در روی سطح زمین نشسته و در حالی که صدها چشم حیرت زده آن را در تاریکی شب مینگریستند همچنان که نور خیره کننده نارنجی رنگی از آن برمی خواست در ارتفاع تقریبا 5 متری سطح زمین به حرکت دامد و پس از مدتی از نظرها ناپدید شد. بر اساس این گزارش شاهدان عینی دچار چنان اضطرابی شده بودند که قادر به هیچ عکس العملی نشده اند. یکی از استادان عملیات زمینی پرواز فرودگاه مهراباد تهران جزو شاهدان عینی توقف بشقاب پرنده در روی زمین بوده است. افسر ارشد تیم مرکز فرماندهی ارتش جمهوری اسلامی ایران با بیان این که وجود بشقاب پرنده تائید نمی شود گفت : احتمال دارد شئی مورد بحث از اجسام سماوی بوده باشد که به زمین سقوط کرده است.(4)
ادای احترام عرفات به کشته شدگان عراقی در جنگ با ایران
یاسر عرفات که به عراق سفر کرده است به سربازان کشته شده عراقی در جنگ با ایران با نثار تاج گلی ادای احترام کرد.
رویترز با اعلام این خبر گزارش داد عرفات همچنین از موزه ای که سلاح های غنیمت گرفته شده از نیروهای ایران در آن نگهداری می شود دیدن کرد. از سوی دیگر خبرگزاری فرانسه گزارش داد «یاسر عرفات» همچنین دیروز در بغداد با طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق دیدار و گفت و گو کرد پیش از آن نیز عرفات با صدام حسین در حضور عزت ابراهیم معاون رئیس جمهور دیدار کرد.طی این ملاقات صدام بار دیگر حمایت رژیم بعث عراق را از عرفات مورد تاکید قرار داد.(5)
پی نوشت:
1. جمهوری اسلامی،26 تیر62،ص 12
2. اطلاعات،26 تیر 62 ،ص 3
3. کیهان،26 تیر 62 ،ص 3
4. کیهان،26 تیر 62 ،ص3
5. جمهوری اسلامی،26 تیر 62 ،ص 3
انتهای متن/
95/04/25 - 00:02
95/04/23 - 00:03
95/04/24 - 00:04
95/04/22 - 00:03
95/04/21 - 00:03
95/04/19 - 22:51
95/04/16 - 00:46
95/04/18 - 00:02
95/04/17 - 00:02
95/04/19 - 00:02
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
95/04/26 - 00:32
شماره: 13950425000768
در قرآن کریم مفاهیم بسیار زیادی وجود دارد که نیازمند تفسیر است و امام علی (ع) که قرآن ناطق است در سخنان خویش و از جمله نهجالبلاغه که گزیدهای از این سخنان است، به تفسیر و تبیین آیات الهی پرداخته است.
چکیده
در قرآن کریم مفاهیم بسیار زیادی وجود دارد که نیازمند تفسیر است و امام علی (ع) که قرآن ناطق است در سخنان خویش و از جمله نهجالبلاغه که گزیدهای از این سخنان است، به تفسیر و تبیین آیات الهی پرداخته است. آنچه در این مقاله بدان پرداخته میشود بررسی اصول و روشهای تفسیر قرآن در نهجالبلاغه است. با توجه به نتایج این پژوهش که بهصورت توصیفی تحلیلی و با مطالعه نمونههایی از نهجالبلاغه انجام گرفت مشخص شد که امام علی (ع) در مواردی از نهجالبلاغه به شکلهای مختلف اعم از مستقیم و صریح و یا غیرمستقیم و ضمنی و بر اساس اصولی چون لزوم تدبر در قرآن همراه با مراجعه به مفسران حقیقی آن و نیز اصل اختلافناپذیری و جامعیت قرآن و بهکارگیری روشهایی چون تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر بر اساس احادیث نبوی، توجه به شرایط فرهنگی اجتماعی عصر نزول،تبیین معنای واژگان بهکار رفته در آیه، توجه به تاریخ گذشتگان و اقوام و ملل پیشین و نیز تکیه بر فهم شخصی خود به تفسیر آیات الهی پرداخته است.
نویسندگان:
حامد شریعتی نیاسر: استادیار گروه نهجالبلاغه پردیس تهران دانشگاه قرآن و حدیث (شهر ری)
مجید معارف: استاد گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات دانشگاه تهران
پژوهشنامه نهج البلاغه - دوره 4، شماره 13، بهار 1395.
برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید. ![]()
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان
غرضی وزیر نفت: ما به طور قاطع از حق مسلم خود با معرفی نماینده ای متعهد از کشورمان جهت تصدی دبیر کلی اوپک دفاع خواهیم کرد.
رخدادهای 25 تیر 62
چکیده
از سوی وزیر نفت موضع ایران در کنفرانس آتی اوپک اعلام شد.
بر اساس دستور العمل وزارت آموزش و پرورش مدارس نباید برای ثبت نام شهریه دریافت کنند.
فرانسه برای نجات صدام باز هم پول و سلاح جدید در اختیار رژیم بعثی قرار می دهد.
عراق برای پذیش مقامات امریکا در بغداد اعلام آمادگی کرد.
غرضی : دبیر کلی اوپک حق مسلم ایران است
غرضی وزیر نفت ایران در آستانه سفر به هلسینکی جهت شرکت در کنفرانس اوپک طی یک مصاحبه مطبوعاتی گفت : در این جلسه چند مسئله از نظر ما قابل بحث و حائز اهمیت خواهد بود که یکی از آنها انتخاب نماینده کشورمان به عنوان دبیر کل اوپک می باشد.
وی افزود :از 22 سال پیش که اوپک تشکیل شد طبق اساسنامه این سازمان هر دو سال یکبار نماینده یکی از کشورهای عضو به دبیرکلی اوپک انتخاب می شوند که بر اساس اساس نامه این دوره به ایران تعلق دارد و گو اینکه در تحقق این امر مخالفت هایی نیز احیانا بوجود خواهد آمد ولی ما به طور قاطع از حق مسلم خود با معرفی نماینده ای متعهد از کشورمان جهت تصدی دبیر کلی اوپک دفاع خواهیم کرد.
وی افزود : یکی از مسایلی که ایران از دو سال قبل آنرا مطرح کرد و امروز نتایج مثبت آنرا لمس می کند همان تثبیت سقف تولید و توازن عرضه و تقاضای نفت در بازار جهانی بود که کشورهای عضو با قبول سقف تولید 5/17 میلیون بشکه در روز و قیمت پایه 29 دلار برای هر بشکه عملا انسجام لازم را در اوپک تحکیم کرند.(1)
آموزش و پرورش : مدارس حق دریافت شهریه را ندارند
در رابطه با ثبت نام دانش آموزان در مدارس از سوی وزارت آموزش و پرورش دستورالعملی به کلیه مدارس کشور صادر شد.
در بخشی از این دستورالعمل آمده است: بر اساس اصلی 30 قانون اساسی که دولت را موظف کرده است تا وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد هیچ یک از مدیران و مسئولان واحدهای آموزش سراسر کشور نمی توانند دانش آموز یا ولی او را وادار به پرداخت شهریه نمایند.
این دستورالعمل می افزاید : انجمن اولیا و مربیان هر مدرسه فقط کمک هایی را که که از طریق اولیا محترم دانش آموزان و بصورت داوطلبانه و با میل و رغبت در اختیار آنان قرار خواهد گرفت هزینه خواهند کرد.بنابراین انجمن های مذکور نیز نمی توانند دانش آموزان یا اولیای آنان را وادار به پرداخت وجه بابت ثبت نام نمایند.(2)
فرانسه به صدام وام می دهد
برای جلوگیری از ورشکستگی مالی رژیم بعثی صهیونیستی صدام و در عین حال برای تقویت روحیه صدام رژیم سوسیالیست-صهیونیست فرانسه دست به تبلیغات وسیعی درباره اعطای وام جدید یک میلیارد دلاری و تحویل هواپیماهای سوپر استاندارد مجهز به موشک های اگزوست به صدام زده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر از لندن دولت فرانسه برای جلوگیری از ورشکستگی شرکت های فرانسوی طرف قرارداد با رژیم بعثی صدام که در اثر ناتوانی این رژِم به بازپرداخت بدهی های خود به این شرکت ها در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفته اند ناگزیر یک میلیارد دلار دیگر وام اعتباری در اختیار رژیم صدام قرار می دهد.قرار است دولت صدام از محل این یک میلیارد دلار بدهی های عقب افتاده خود به شرکت های فرانسوی را بپردازد.
بنوشته نیوزویک پس از تکمیل مذاکرات اعطای این وام به دولت عراق فرانسه بصورت یکی از منابع اصلی مالی عراق درخواهد آمد. همچنین بر اساس این گزارش دولت عربستان برای جلوگیری از سقوط ارزش فرانک فرانسه که به دلیل اوضاع بد اقتصادی این کشور به شدت زیر فشار قرار دارد رژیم سعودی قریب 8 میلیارد دلار به صورت ارز در اختیار بانک مرکزی فرانسه قرار داده است. به همین دلیل ناظران اقتصادی در لندن معتقدند تضمین وام اعتباری فرانسه به عراق وجود دلارهای نفتی رژیم صعودی در بانک مرکزی فرانسه است.(3)
آمادگی عراق برای پذیرایی از مسئولان آمریکایی
میخائیل یوحنا عزیز معاون نخست وزیر رژیم بغداد آمادگی رژیم حاکم بر این کشور را برای پذیرایی از هر مسئول آمریکایی که بخواهد(بطور علنی) از عراق دیدار کند را اعلام کرد.
رادیو ابوظبی ضمن اعلام این خبر افزود: یوحنا عزیز از نتایج دیدار اخیرش با جورج شولتز وزیر خارجه آمریکا که در پاریس صورت گرفت ابراز خرسندی کرد و گفت : امیدوارم این دیدارها ادامه داشته باشد. وی همچنین گفت اگر فرصت دیگری برای ملاقات با وزیر خارج آمریکا بدست آورد این کار را انجام خواهد داد.طارق عزیز از ملاقات های اعلام نشده مقامات عراقی و آمریکایی که تا کنون انجام شده است چیزی نگفت .
در همین حال همزمان با گشایش سفارت جمهوری اسلامی ایران و برقراری روابط سیاسی در بالاترین سطح بین ایران و دولت انقلابی نیکاراگوئه سفارت رژیم بعصی صهیونیستی عراق بدیلیل ورشکستگی سیاسی و ضعف مالی شدید در این کشور تعطیل شد.(4)
منابع :
1- جمهوری اسلامی،25 تیر 62،ص9
2- اطلاعات،25 تیر 62 ،ص 2
3- اطلاعات،25 تیر 62 ،ص 16
4- کیهان،25 تیر 62 ،ص 24
انتهای متن/
95/04/23 - 00:03
95/04/24 - 00:04
95/04/22 - 00:03
95/04/21 - 00:03
95/04/19 - 22:51
95/04/16 - 00:46
95/04/18 - 00:02
95/04/17 - 00:02
95/04/19 - 00:02
95/04/15 - 00:48
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان